بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

پیوندها
  • ۰
  • ۰

من حقیقتا دوست دارم از وزیر بهداشت بپرسم اگر بی عقل و بی صداقت خطاب کردن رئیس جمهور قانونی مملکت کار زشت و ناپسندی ست چطور سِنسورهایشان در دروغگو و میمون خطاب کردن رئیس جمهور سابق تر از رئیسشان کار نمیکرد؟ فحش دادن و تمسخر دیگران کار خوبی ست و فقط نباید حرفی به تیریج قبای ما اصابت بکند؟!

این اولین بار نیست که مدعیان اصلاح طلبی و آزاد اندیشی مرزهای اخلاق را در مینوردند و  بعد از 37 سال دیگر به نوع قانون مداری و  حقوق شهروندی شان عادت کرده ایم. اصولا رئیس جمهوری که ایشان بپسندند قانونی ست و در غیر این صورت حتی نمیتوانند نتیجه انتخابات را هضم و قبول کنند!  پزِ زنده باد مخالف من و انتقادپذیری را هم  به کرات  با شکایت از روزنامه ها و حتی انجمنهای دانشحویی و لغو اکران مستندهاو مناظره های دانشگاهی دیده ایم..

از طرح 2 سال زندان برای سوال حین سخنرانی جناب عارف و خورد کردن دهان کارگران هم که بگذریم ، جناب وزیر بهداشت عزیز مخاطب بند آخر نامه تان  به جای باقرقالیباف خودتان هم میتوانید باشید.مگر نه؟!  لباس خاکی و موها و محاسن انبوه و کفش کتانی که پشتش را خوابانده بودید و کنار تانکر آب  در جبهه ظرف میشستید زیباتر از تصویر مردی ست که تمام آن خاطرات زیبا و روشن را به دنیای سیاست فروخت.. دیدن امروز مردی که در گذشته شانه به شانه ی سیدحسن نصرالله مینشست اشک به چشم جوانی مثل من می آورد.. امروز شانه به شانه ی چه کسانی می نشینید؟ آیا سفره تان به همان بی ریایی و  زیبایی و سادگی ست؟ ... با دیدن عکسهای جبهه تان از خودم میپرسم چطور میتوان از اوج آسمان اخلاص و صداقت در جبهه به قعر دره ی مقام و ثروت سقوط کرد؟ کسی که لذت بالارفتن از خاکریزهای جبهه و دویدن در دشتهای جنوب را چشیده باشد مگر با بالارفتن از آسانسورهای وزارت بهداشت دلخوش میشود؟! من هم وزیر بهداشت را با آن لباس خاکی و تواضع و بدون پول و منصب و حتی بدون تخصص چشم بیشتر دوست داشتم.. باز هم جای شکرش باقیست که دلتنگ آن روزها میشوید و به نیکی از آن دوران یاد میکنید..  استاد! همنشینی با مردانی که میشد بهشت را درچشمهایشان دید چه بدی داشت که سیاست مدارها را جایگزینشان کردید؟ یکبار نامه ای که نوشته اید خطاب به خودتان بخوانید..

بارها و بارها و بارها به این فکر میکنم که خوشبخت واقعی کیست؟ به شما و دوستان و همرزمان سابقتان فکر میکنم. با هم مقایسه تان میکنم. یعنی مثلا همین الان ، شما با تصدی 4 ساله وزارت بهداشت و تخصص چشم و ثروت و اندوخته مالیتان خوشبخت ترید یا شهید محمد رهنمون؟!  چه لذتی را میتوان تصور کرد که او از آن بی بهره تر از شما باشد؟  با چشم دنیوی و در دنیای ما شاید تنها دستاورد مادی محمد یک کتاب خاطرات نحیف باشد اما قدرتِ پشتِ چشمهایش حتی از توی عکس آنقدر هست که راه درست را نشان جوانهای  37 سال بعد بدهد.  من شهید دکتر محمد رهنمون بودن را به وزیر بهداشت بودن و شما بودن ترجیح میدهم و دعا میکنم یک روزی سرمایه ی عظیمی را که با اخلاص و مجاهدت به دست آورده ام برای قدرت و دنیای دیگران حراج نکنم..

پ ن: هرگز گمان نمیکردم که  1057 نفر این متن را در تلگرام بخوانند حتی معاونان وزیر!

  • ۹۶/۰۲/۱۹
  • دکتر یونس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">