بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

پیوندها

۷ مطلب در فروردين ۱۳۹۳ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

پیامبر (ص) از حضرت علی (ع) درباره حضرت فاطمه (س) پرسید، ایشان پاسخ داد:

" نعم العون علی طاعه الله" یعنی فاطمه (س) خوب یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست.

پ ن1: این عکس و حدیث همه ی حرفهای گفتنی و ناگفتنی را شامل میشود..آقا جان روز تولد مادرتان مبارک. ان شاالله همیشه شاد باشید..

پ ن2:روزمادر رو به مادر خودم هم تبریک میگم که در بیان عظمت ایشون همین بس که اگر ایشون در تیم مذاکره ایران با 5+1 طرف حساب خانم اشتون بود،میتونست کاری کنه که آمریکاییها با دست خودشون 20 تا نیروگاه اتمی با غنی سازی 20 درصد تو خاک ایران برامون بسازن و فکر کنن دارن با ما دشمنی میکنن!!متفکر دنیا الان با پدیده ای بنام "مادر ایرانی" مواجهه.. واقعا از اقبال بلند یک انسان باید باشه که شیعه باشه و مادر ایرانی داشته باشه.. من خاک پای همشونم..

پ ن3:از سخنان امروز آقا با بانوان فرهیخته این قسمت را که موید شجاعت، دقت، نکته سنجی، ظرافت، تدبیر و پدرانگی محض ایشان بود را بیشتر دوست داشتم:

بعضىها براى اینکه غربىها بدشان نیاید، بعضى از حقایق احکام اسلامى را، واضحات احکام اسلامى را عوض میکنند. قرآن میفرماید: وَ اِن تُطِع اَکثَرَ مَن فِى الاَرضِ یُضِلّوکَ عَن سَبیلِاللهِ اِن یَتَّبِعونَ اِلّا الظَّنَّ وَ اِن هُم اِلّا یَخرُصُون؛(انعام/116). دنبالهروِ فکر رایج در دنیاى جهل و خرافه نباید بود؛ فکر اسلامى را باید پیدا کرد، دنبال آن باید رفت، ولو حالا یکعدّهاى بد بگویند...؛ بنابراین مسئلهى اصلى را باید پیدا کرد. به نظر من مسئلهى اصلى، یعنى یکى از مسائل اصلى، مسئلهى خانه و خانواده است: امنیّت زن در محیط خانواده؛ فرصت زن در محیط خانواده و خانهدارى براى بُروز استعدادها؛[چیزى] مانع درس خواندن او، مانع مطالعه کردن او، مانع فهمیدن او، مانع نوشتن او نشود - [براى] کسى که اهل این چیزها است - میدان براى این کارها فراهم باشد؛ این اساس قضیه است.

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

این عکس یک روح چند هزار ساله در قالب یک جسم بیست ساله است.. این عکس یک سیر و سلوک را میتواند نشان بدهد.. نشان بدهد چطور یکنفر میتواند بین چند هزار نفری که خوراک جاده و تصادف و سرطان و هزار جور مرگ دیگر میشوند!..شهید بشود! این عکس در مراسم تشییع شهید گمنام در فاطمیه 1392 از او گرفته شده و در فاطمیه یکسال بعد.. او.. فقط او شهید شده است.. اویی که برخلاف ما ننشست برای سفر اربعین حساب و کتاب بکند و با بال و پر زخمی اش رفت کربلا.. این عکس من را از خودم متنفر کرده است..

این مقاله پاسخی ست به پرسش دوست عزیزی که تردید و سوالش خواب را از چشمم گرفت، تشکری ست از شهید عزیزی که اشک چشم هایم برای مظلومیتش تمامی ندارد،ادای احترامی ست به نور چشمم که میخواهد امر به معروف "احیا" بشود... از مقالات سایت رهپویان معروف بسیار استفاده کرده ام.. از اینترنت پرسرعت هم!.. میدانم که اینطور خوشحالترید.. و اینها همه نقشه های خود شماست!..

خداوند در 20 آیه از قرآن این فریضه ی واجب را یاد آوری کرده است. نرم افزار تفسیر قرآنت را باز کن و ببین.. چون تو را اهل علم و تحلیل میدانم بقیه اش با خودت.. راستی الهه اصلا از هدیه ام استفاده میکنی؟ دو روز وقت برای پیدا کردنشان گذاشته ام.

آل عمران:

«وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏.» (104)

«باید از میان شما، جمعى دعوت به نیکى، و امر به معروف و نهى از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.»

«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ
بِاللَّه‏ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ.»
(110)

شما بهترین امتى بودید که به سود انسانها آفریده شده‏اند (چه اینکه) امر به معروف و نهى از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب، (به چنین برنامه و آیین درخشانى،) ایمان آورند، براى آنها بهتر است! (ولى تنها) عده کمى از آنها با ایمانند، و بیشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار).

لَیْسُواْ سَوَاءً  مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّهٌ قَائمَهٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللَّهِ آنَاءَ الَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ(۱۱۳) یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ یُسَارِعُونَ فىِ الْخَیرَْاتِ وَ أُوْلَئکَ مِنَ الصَّالِحِینَ(۱۱۴)

آنها همه یکسان نیستند از اهل کتاب، جمعیّتى هستند که (به حق و ایمان) قیام می کنند و پیوسته در اوقات شب، آیات خدا را می خوانند در حالى که سجده مینمایند. (۱۱۳) به خدا و روز دیگر ایمان می آورند امر به معروف و نهى از منکر میکنند و در انجام کارهاى نیک، پیشى می گیرند و آنها از صالحانند. (۱۱۴)

برگزیده تفسیر نمومه ذیل این آیات چنین می نویسد:

شأن نزول:

در شأن نزول این آیه و دو آیه بعد، گویند هنگامى که «عبد اللّه بن سلام» که از دانشمندان یهود بود با جمع دیگرى از آنها اسلام آوردند یهودیان و مخصوصا بزرگان آنها از این حادثه بسیار ناراحت شدند، و در صدد برآمدند که آنها را متهم به شرارت سازند تا در انظار یهودیان، پست جلوه کنند، و عمل آنها سر مشقى براى دیگران نشود، لذا علماى یهود این اشعار را در میان آنها پخش کردند که تنها جمعى از اشرار ما به اسلام گرویده‏اند! اگر آنها افراد درستى بودند آیین نیاکان خود را ترک نمیگفتند و به ملت یهود خیانت نمی کردند، آیه نازل شد و از این دسته دفاع کرد.

حج آیه41:

«الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فىِ الْأَرْضِ أَقَامُواْ الصَّلَوهَ وَ ءَاتَوُاْ الزَّکَوهَ وَ أَمَرُواْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْاْ عَنِ الْمُنکَرِ  وَ لِلَّهِ عَقِبَهُ الْأُمُور.»

همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا میدارند، و زکات می دهند، و امر به معروف و نهى از منکر می کنند، و پایان همه کارها از آن خداست!

توبه :

الْمُنَافِقُونَ وَ الْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ  یَأْمُرُونَ بِالْمُنکَرِ وَ یَنهَْوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیهَُمْ  نَسُواْ اللَّهَ فَنَسِیهَُمْ  إِنَّ الْمُنَافِقِینَ هُمُ  لْفَسِقُون‏» (67)

مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهى از معروف می کنند و دستهایشان را (از انفاق و بخشش) می بندند خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد (، و رحمتش را از آنها قطع نمود) به یقین، منافقانهمان فاسقانند!

وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ یُطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ (۷۱)

مردان و زنان باایمان ، ولیّ ( و یار و یاور ) یکدیگرند امر به معروف ، و نهی از منکر می کنند نماز را برپا می دارند و زکات را می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار می دهد خداوند توانا و حکیم است!

إِنَّ اللَّهَ اشْترََی  مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَالهَُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ  یُقَتِلُونَ فىِ
سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ  وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فىِ التَّوْرَئهِ وَ الْانجِیلِ وَ الْقُرْءَانِ  وَ مَنْ أَوْفی  بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ  فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ الَّذِى بَایَعْتُم بِهِ وَ ذَالِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ(۱۱۱) التَّئبُونَ الْعَبِدُونَ الحَْمِدُونَ السَّئحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الاَْمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ الحَْفِظُونَ لحُِدُودِ اللَّهِ  وَ بَشِّرِ
الْمُؤْمِنِینَ(۱۱۲)

خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریدارى کرده، که (در برابرش) بهشت براى آنان باشد (به این گونه که:) در راه خدا پیکار می کنند، می کشند و کشته میشوند این وعده حقّى است بر او، که در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسى ازخدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدى که با خدا کرده‏اید و این است آن پیروزى بزرگ! (۱۱۱) توبه‏کنندگان، عبادت کاران، سپاسگویان، سیاحت کنندگان، رکوع کنندگان، سجده‏آوران، آمران به معروف، نهى کنندگان از منکر، و حافظان حدود (و مرزهاى) الهى، (مؤمنان حقیقی اند) و بشارت ده به (اینچنین) مؤمنان!

اعراف:

«وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَهِ الَّتی‏ کانَتْ حاضِرَهَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ إِذْ تَأْتیهِمْ حیتانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لا یَسْبِتُونَ لا تَأْتیهِمْ کَذلِکَ نَبْلُوهُمْ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ (۱۶۳) وَ إِذْ قالَتْ أُمَّهٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدِیداً قالُوا مَعْذِرَهً إِلی  رَبِّکُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (۱۶۴) فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِیسٍ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ‏ (۱۶۵).»

و از آنها درباره (سرگذشت) شهرى که در ساحل دریا بود بپرس! زمانى که آنها در روزهاى شنبه، تجاوز (و نافرمانى) خدا می کردند همان هنگام که ماهیانشان، روز
شنبه (که روز تعطیل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشکار می شدند امّا در غیر روز شنبه، به سراغ آنها نمی آمدند این چنین آنها را به چیزى آزمایش کردیم که
نافرمانى می کردند! (۱۶۳)

و (به یاد آر) هنگامى را که گروهى از آنها (به گروه دیگر) گفتند: «چرا جمعى (گنهکار) را اندرز می دهید که سرانجام خداوند آنها را هلاک خواهد کرد، یا به عذاب شدیدى گرفتار خواهد ساخت؟! (آنها را به حال خود واگذارید تا نابود شوند!)»
گفتند: « (این اندرزها،) براى اعتذار (و رفع مسئولیت) در پیشگاه پروردگار شماست
بعلاوه شاید آنها (بپذیرند، و از گناه باز ایستند، و) تقوا پیشه کنند!» (۱۶۴)

امّا هنگامى که تذکراتى را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، (لحظه عذاب فرا رسید و) نهى کنندگان از بدى را رهایى بخشیدیم و کسانى را که ستم کردند، بخاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدى گرفتار ساختیم. (۱۶۵)

الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراهِ وَ
الْإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذینَ آمَنُوا
بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (۱۵۷)

همانها که از فرستاده ( خدا ) ، پیامبر «امّی» پیروی می کنند پیامبری که صفاتش را ، در تورات و انجیلی که نزدشان است ، می یابند آنها را به معروف دستور میدهد ، و از منکر باز میدارد أشیاء پاکیزه را برای آنها حلال می شمرد ، و ناپاکیها را تحریم می کند و بارهای سنگین ، و زنجیرهایی را که بر آنها بود ، ( از دوش وگردنشان ) بر می دارد ، پس کسانی که به او ایمان آوردند ، و حمایت و یاریش کردند ، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند ، آنان رستگارانند.

خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الجْاهِلِین‏ (199)

(به هر حال) با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر، و به نیکی ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستیزه مکن).

نور 21: امر به منکر کار شیطان است!

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکى‏ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (۲۱)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید پاى از پى گامهاى شیطان منهید و هر کس پاى بر جاى گامهاى شیطان نهد [بداند که] او به زشتکارى و ناپسند وامى‏دارد و اگر فضل خدا
و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما پاک نمى‏شد ولى [این] خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‏گرداند و خدا[ست که] شنواى داناست.

نحل : امر به معروف کار خداست!

إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (۹۰)

خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد و از فحشا و منکر و ستم ، نهی می کند خداوند به شما اندرز می دهد ، شاید متذکّر شوید!

ادْعُ إِلی  سَبِیلِ رَبِّکَ بِالحْکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الحْسَنَهِ. (125)

مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت بخوان‏.

1) نخست می گوید: «به وسیله حکمت به سوى راه پروردگارت دعوت کن» (ادْعُ إِلی  سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ).

نخستین گام در دعوت به سوى حق، استفاده از منطق صحیح و استدلالات حساب شده است، و به تعبیر دیگر دست انداختن در درون فکر و اندیشه مردم و به حرکت درآوردن آن و بیدار ساختن عقلهاى خفته نخستین گام محسوب می شود.

2) «و به وسیله اندرزهاى نیکو» (وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ).

یعنى استفاده کردن از عواطف انسانها، چرا که موعظه، و اندرز بیشتر جنبه عاطفى دارد که با تحریک آن می توان توده‏هاى عظیم مردم را به طرف حق متوجه ساخت.

تحریم آیه6:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ عَلَیهَْا مَلَئکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُون‏»

اى کسانى که ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید آتشى که فرشتگانى بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند
و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده‏اند (به طور کامل)
اجرا می نمایند.

از امام صادق علیه الصلاه و السلام نقل شده که فرمودند:

وقتی این آیه نازل شد یک نفر از مسلمانان شروع کرد به گریه کردن و گفت ما که از عهده خودمان بر نمی آییم نسبت به خانواده مان مکلّف شده ایم؛ سپس رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

«حَسْبُکَ أَنْ تَأْمُرَهُمْ بِمَا تَأْمُرُ بِهِ نَفْسَکَ وَ تَنْهَاهُمْ عَمَّا تَنْهَى عَنْهُ نَفْسَکَ.»

کافی است فقط آنها را از آنچه خودت را به آنها امر می کنی سفارش کنی و از آنچه خودت را از آنها نهی می کنی باز داری. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۹۲ ح۸۳

بقره آیه44:

أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبرِِّ وَ تَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَ أَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ  أَ فَلَا تَعْقِلُون.‏

آیا مردم را به نیکى (و ایمان به پیامبرى که صفات او آشکارا در تورات آمده) دعوت میکنید، اما خودتان را فراموش می نمایید با اینکه شما کتاب (آسمانى) را می خوانید! آیا نمی اندیشید؟!

برگزیده تفسیر نمونه ذیل این آیه چنین می نویسد:

علماء و دانشمندان یهود قبل از بعثت محمد صلّى اللّه علیه و اله مردم را به ایمان به وى دعوت می کردند و بعضى از علماى یهود به بستگان خود که اسلام آورده بودند توصیه می کردند به ایمان خویش باقى و ثابت بمانند ولى خودشان ایمان نمی
آوردند، لذا قرآن آنها را بر این کار مذمت کرده می گوید: «آیا مردم را به نیکى دعوت می کنید ولى خودتان را فراموش می نمایید» (أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ). «با اینکه کتاب آسمانى را می خوانید آیا هیچ فکر نمی کنید» (وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ  َفَلا تَعْقِلُونَ).

علماى یهود از این می ترسیدند که اگر به رسالت پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و اله اعتراف کنند کاخ ریاستشان فرو ریزد و عوام یهود به آنها اعتنا نکنند. لذا صفات پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و اله را که در تورات آمده بود دگرگون جلوه دادند.

اصولا یک برنامه اساسى مخصوصا براى علماء و مبلغین و داعیان راه حق این است که بیش از سخن، مردم را با عمل خود تبلیغ کنند همان گونه که در حدیث معروف از امام صادق علیه السّلام می خوانیم: «مردم را با عمل خود به نیکیها دعوت کنید نه با زبان خود».

مائده آیه 78 و 79:

لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنىِ إِسرَْ ءِیلَ عَلی  لِسَانِ دَاوُدَ وَ عِیسىَ ابْنِ مَرْیَمَ  ذَالِکَ بِمَا عَصَواْ وَّ کَانُواْ یَعْتَدُونَ(۷۸) کَانُواْ لَا یَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنکَرٍ فَعَلُوهُ  لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَفْعَلُونَ(۷۹)

کافران بنى اسرائیل، بر زبان داوود و عیسى بن مریم، لعن (و نفرین) شدند! این بخاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز می نمودند. (۷۸) آنها از اعمال زشتى که انجام می دادند، یکدیگر را نهى نمی کردند چه بدکارى انجام می دادند! (۷۹)

لقمان آیه 17:

یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاهَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما أَصابَکَ إِنَّ
ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (۱۷)

پسرم! نماز را برپا دار ، و امر به معروف و نهی از منکر کن ، و در برابر مصایبی که به تو می رسد شکیبا باش که این از کارهای مهمّ است!

طه132:

وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاهِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها لا نَسْئَلُکَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُکَ وَ الْعاقِبَهُ  ِلتَّقْوى‏ (۱۳۲)

خانواده خود را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شکیبا باش! از تو روزی نمیخواهیم ( بلکه ) ما به تو روزی می دهیم و عاقبت نیک برای تقواست!

نسا 114:

لا خَیْرَ فی‏ کَثیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً (۱۱۴)

در بسیاری از سخنانِ درِگوشی ( و جلسات محرمانه ) آنها ، خیر و سودی نیست
مگر کسی که ( به این وسیله ، ) امر به کمک به دیگران ، یا کار نیک ، یا اصلاح در میان مردم کند و هر کس برای خشنودی پروردگار چنین کند ، پاداش بزرگی به او خواهیم داد.

هود 116:

فَلَوْ لا کانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّهٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ قَلیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذینَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فیهِ وَ کانُوا مُجْرِمینَ (۱۱۶)

پس چرا از نسلهاى پیش از شما خردمندانى نبودند که [مردم را] از فساد در زمین باز دارند جز اندکى از کسانى که از میان آنان نجاتشان دادیم و کسانى که ستم کردند به دنبال ناز و نعمتى که در آن بودند رفتند و آنان بزهکار بودند.

 

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

از گوش ما تا گوش شما..

 

چند روز بعد عملیات، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود دستش...

هرجا میرفت همراه خودش میبرد.

از یکی پرسیدم: چشه این بچه؟

گفت:آرپی جی زن بوده، توی عملیات انقدر آرپی جی زده که دیگه نمیشنوه

باید براش بنویسی تا بفهمه...

پ ن 1:وزیر محترم صنعت،آقای نعمت زاده برای یک عمل پیچیده گوش یکماه رفته است آلمان و فرموده اند تکنیک این عمل از بس که پیچیده است تا 80 سال دیگر هم به ایران نمیرسد! مریم جان،عزیزم یک تک پا برو پاویون بچه های ENT ببین راست گفته یا نع؟! یک وقت مشغولوذومبه! ملت نشویم...

پ ن2: این روزها عجیب دلم تنگ میشود برای جوان های نوزده بیست ساله ای که بدون یک لحظه تردید یا تدبیر، آرپی جی شان را میگذاشتند روی شانه شان و سربالایی خاکریز را یک نفس میدویدند بالا .. بعد توی یک دشت صاف.. بدون حتی یک جانپناه.. جلوی تانک دشمن می ایستادند و آنقدر شلیک میکردند تا پرده گوش هایشان پاره میشد و از گوش هایشان خون می چکید.. چند تایشان با شلیک مستقیم تانک ، پودر شدند؟ چند نفرشان آتش گرفتند؟ چند نفرشان زیر شنی تانکها له شدند؟... بدون اینکه به 80 سال بعدشان فکر بکنند..

پ ن3:دعوت به انصراف از یارانه،آنهم از کرانه رود راین!

http://www.ghadiany.ir/1393/21952

 

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

نامیرا...

عبدالله حیران نگاه کرد و گفت: من باتو چه کرده ام،جز آنکه قصد یاری ات را داشته ام!

انس: ببین با خود چه کرده ای!؟

عبدالله گفت:درین سخن سرزنشی میبینم که خود را سزاوار آن نمیدانم،درحالیکه نیمی از عمرم را در جهاد با مشرکان بوده ام.

انس درحالیکه از عبدالله دور میشد،گفت:من چگونه به جهاد مشرکان بروم درحالیکه مسلمانان به یاری من محتاج ترند؟!

عبدالله چشم از او برنمیداشت. سوار با مشک بازگشت. گفت:همه سیراب شدند،جز تو! و مشک را به سوی عبدالله گرفت. عبدالله نگاهی به مشک آب و نگاهی به انس انداخت که دور میشد.گفت: نه!من بیش از دیگران سیراب شدم!...

پ ن1: زیبایی و استحکام جملات کتاب " نامیرا" نوشته ی "صادق کرمیار"، خواب را از چشمهایم گرفت .. مشتاقانه منتظرم تا ببینم چه چیزی درین کتاب آن را به مرتبه ای میرساند که آقا میگوید خواندنش برای عبور از روزهای فتنه مفید است.. چه کتابی باید باشد که چشم ماه من را بگیرد...؟

پ ن2:بالاخره نتایج آزمون چلیپا و کتابت را دیدم و نمره قبولی آنچنان ذوق زده ام کرد که میخواهم پرواز کنم و باز چهارشنبه ها بروم شانه به شانه استادم بنشینم و در پیچ و تاب قلمش گم بشوم... مرخصی این ترم بیهوده ترین کار بود.. هیچ چیز آنطور نشد که برنامه ریزی کرده بودم و همه ی گزینه های روی میز! باد هوا شده است و خط ثلث از جلوی چشمهایم دورتر و دور تر و دور تر میشود.. حدیث عنوان بصری .. ماه رمضان سال 80.. هیئت محبین .. بگذارم خودت برنامه ریزی کنی.. برای کارهایم تدبیر نکنم  راضی میشوی؟ یا عماد من لا عماد له..

پ ن3: یکی از آرزوهای کوچک من همانا، تبحر در نوشتن خط ثلث است. میدانی چرا...

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

به دست غیر مبادا امیدواری ما / نیامده است بجز ما کسی به یاری ما

به رنج راه بیامیز تا بیاموزی / به مشق آبله  اسرار پایداری ما

مدام داغ جوان دیده ایم و در تشییع / ندیده است کسی اشک سوگواری ما

به سربلندی سرویم و استواری کوه / به رود های جهان رفته بیقراری ما

نمانده جای شکایت که در پی هر زخم / بلندتر شده طومار بردباری ما

بگو به بولهبان، نور مصطفی با ماست /مسیر روشن عشق است یادگاری ما

غروب غیرت ما را کسی نخواهد دید / قسم به روشنی راه شهریاری ما..

پ ن1:این شعر میلاد عرفان پور را حامد زمانی در ترانه پایداری خوانده است و عجیب اشک می آورد به چشم آدم..

پ ن2: شهدای امر به معروف و نهی از منکر با شهید ناصر ابدام 15 ساله در سال 69 شروع میشوند بعد،

شهید کمال ولی زاده(29 اردیبهشت 70)

شهید رشید آقایی دوست (17 آبان 70)

شهید قدرت الله محمدی (12 مرداد 75)

شهید تقی اسدی خوشکارسرانی (28 خرداد 76)

شهید غلامرضا بهمئی (15 مرداد 77)

شهید قاسم سجادیان (18 تیر 78)

شهید ناصر احدی (5 مهر78)

شهید هادی محبی (20 آذر 78)

شهید تیمور حسن زاده (8 تیر 79)

شهید محمد علی قاسم زاده (27 آبان 79)

شهید فرخ رضا فقیهی فر (22 آبان 80)

شهید محمود توفیقیان (3 خرداد 83)

شهید غلامرضا زبونی (23 فروردین 86)

شهید علی خلیلی (3 فروردین 93)

شهید مسعودد مددخانی (16 فروردین 93)...

نفر بعدی این لیست چه کسی میتواند باشد؟ حالا که اسم ها را و تاریخ شهادت هایشان را نوشته ام به ترتیب زمان،کلی سوال هجوم آورده است به ذهنم... چرا همه به جز یکی در تهران؟ چرا بعد از اتمام جنگ؟اگر یکنفر بیاید و فقط یک مطالعه توصیفی داشته باشد با چند تا متغیر مثل مکان و زمان وسن و بسنجد بیشترین میزان وقوع در بازه زمانی را...خیلی چیزها معلوم میشود..بعد یکنفر بیاید یک مطالعه تحلیلی داشته باشد از همه حرف های آقا.. یکنفر بیاید همه حدیث ها را ،آیه ها را جمع بکند...

من هنوز باور نمیکنم که کسی بتواند خنجرش را فرو کند توی سینه یک نوجوان.. یک جوان را از طبقه 16 یک ساختمان نیمه ساز پرت کند پایین.. با چاقو بزند و از کوه پرت بکند پایین.. باور نمیکنم یکنفر در ماه رمضان خنجرش را بگذارد روی گردن یک جوان بیست و چند ساله..از سوپرا کوندیلار ناچ، استرنوم را بشکافد تا پایین.. عکس شهادت هادی محبی را دهنمکی توی هفته نامه اش چاپ کرده بود و من چند سال بعد در سالن تشریح دانشکده پزشکی وقتی از شدت غم و بوی جسد بالا می آوردم، نمیتوانستم باور کنم یکی استخوان جناغ سینه ی هموطن مسلمانش را شکافته باشد وقتی حتی جنازه غیر مسلمان خریداری شده سالن تشریح اشک می آورد به چشم آدم.. باور نمیکنم یکنفر برای دلخوشی خودش، برای گناه، دنده عقب بگیرد، پایش را بگذارد روی گاز، یک جوان ناهی از منکر را له بکند.. با چرخ های ماشین اش چند متر بکشد روی زمین تا دیوار متوقفش بکند!.. باور نمیکنم یکی به خاطر گناه، چاقو را بگذارد توی قلب یک پدر جوان که با کودک سه ساله اش از نماز در حسینیه به خانه بر میگردد و حتی به صورت بچه سه ساله ی او  رحم نکند.. باور نمیکنم یکنفر شب نیمه شعبان، شب تولد تنها امام عصر و حاضرش، بخواهد متعرض ناموس مردم بشود وبعد شاهرگ یک معلم جوان را پیش چشم شاگردهای نوجوانش پاره کند.. باور نمیکنم شب شهادت حضرت زهرا(س) یکنفر توی همین قم مست کند،با چاقو بیفتد به جان خودش و دیگران، بیخجالت برگه آزمایش هماچوریش را بگذارد روی میزم و با افتخار بگوید دیشب مست کردم! بعد در پاسخ پرسش درد پهلو داری یانع، جلوی چشم من و مریضهایم،پیراهنش را بزند بالا خط چاقوهای روی شکمش را نشان بدهد.. من روز شهادت حضرت زهرا(س) همچین مریضهایی داشتم.. و بجای امر به معروف، دنبال یک سونوگرافی اورژانسی در روز تعطیل برای او میگشتم!.. اینها اشک می آورد به چشم آدم، می دانی؟

دیشب که از مادر شهید علی خلیلی به نیابت از جامعه پزشکی عذر خواهی کردم گفتم نه شما بلکه ما هم مثل اصحاب کهفیم در بیمارستان ها و اگر من بودم نمیگذاشتم سرگردان 26 بیمارستان بشوی برای پذیرش پاره جگرت...

امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما "مرده" است که آقا برایش ستاد "احیای امر به معروف و نهی از منکر " میخواهد.می دانی؟...

پ ن3: شهدایی که اسمشان را نوشته ام تنها شهدایی بودند که در جستجوهای اینترنتی یافتم اما رییس ستاد امر به معروف گفته است "هشتاد" شهید امر به معروف و نهی از منکر داریم و مازندران، تهران،همدان درین زمینه رتبه ی اول تا سوم را از ان خود کرده اند! فقط همین!

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

مادر،

هر کاری کند

اهل خانه هم یاد میگیرند،

مثلا اگر شهید شود...

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و امها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها به عدد ما احاط به علمک..

صدایی به رنگ صدای تو نیست/ به جز عشق نامی برای تو نیست

تن جاده از رفتنت جان گرفت/ رگ راه جز رد پای تو نیست

مزار تو بی مرز و بی انتهاست/ تو پاکی و این خاک جای تو نیست

به تشییع زخم تو آمد بهار/ که جز سبز،رخت عزای تو نیست

کسی کز پی اهل مرهم رود/ دگر شیعه ی زخم های تو نیست

به آن زخم های مقدس قسم/که جز زخم، مرهم برای تو نیست...

پ ن1: شعر از مرحوم قیصر امین پور است ..هر چه فکر کردم زیباتر و متناسب تر از این شعر نیافتم برای این روزها و تقارن هایش..

پ ن2: ازبچگی عاشق گل ها بودم اما فقط این گل پیچک نیلوفر، من را یاد حضرت زهرا ( س) می اندازد.. وقتی خودش را میکشاند به دیوار تا سرپا بایستد.. 

پ ن3: این عکس را از همان دو سال پیش توی فولدر شهدا سیو کردم میدانی؟ مدارکش هم موجود است! نشان به آن نشان که گفتم مطمئنم شهید میشود.. و مامان باز همان جمله همیشگی اش را گفت که "پاک ترین و بهترین جوانهای مملکت به خاطر پست ترین و رذل ترین جوان های مملکت شهید میشوند".. از رد زخم پایین لاله گوشش بگیر بیا روی کاروتید خارجی... و خاطرات اورژانس جراحی و خاطره مریضی که دکتر داوود رگ کاروتید را با دستش گرفت و سوچور زد.. اما علی متفاوت بود چون 15 دقیقه توی خون خودش دست و پا زده بود تا نیمه جان شده بود .. حتی یک نفر دستش را نگذاشته بود روی گردنش تاجلوی خونریزی را کمی ، فقط کمی بگیرد.. تا یکی گذاشته بودش توی همین پراید.. با بیخیالی، بی رحمی.. دستش گرفته بود به در، برش گردانده بود دست را انداخته بود روی تن اش.. بعد هی سرش تاب خورده بود روی شانه اش.. هیچکس دستش را نگذاشته بود روی گردنش.. هیچکس سرش را نگرفته بود توی دست هایش تا انقدر پیچ و تاب نخورد.. تابعد هی بیمارستان به بیمارستان التماس کرده بودند برای پذیرشش.. بعد بهبودی! اول صدایش رفته بود.. بعد ریه اش.. بعد روده هایش.. بعد تمام شده بود.. چیزی که مانده یک مظلومیت بی اندازه است... و" زخم حسین گونه ی" روی گردنش که روز قیامت میتواند نشان حضرت مادر بدهد..  

پ ن4:به خاطر خدا، نصف علی خلیلی، مرد باش...

پ ن 5: فیلم شب حادثه و مجروحیت علی.. من از تهران متنفرم...

  www.netiran.net/Bandeyekhoda/videos/10385

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

بعد از یک ماه نفس گیر و اسباب کشی زخم دست هام دارند خوب میشوند ولی انگار که همه سلول های مغزم سوخته باشند.. حتی حس باز کردن جعبه های کتاب ها را هم ندارم.. انقدر که دست هام  آش و لاش شده اند حین بستن و بلند کردنشان... هنوز مزه تلخ سه روز بیخوابی زیر زبانم هست و انقدر شانه هایم درد میکند که دلم نمیخواهد حتی به روزهای شیفت درمانگاه فکر کنم... خجالت نمیکشم بنشینم توی تاکسی و اشک بریزم تا برسم به درمانگاه و حتی یک مسلمان پیدا نشود که شیفتش را بامن جابجا کند... مامان بگوید بالاخره زمان همه چیز را حل میکند و یک هفته بعد خوب یا بد دیگر اسباب کشی تمام شده.. خجالت نمیکشم از خستگی زار بزنم و هی به ساعت نگاه کنم که دیگر وقتی نمانده و حالا که وسایل همه را بسته ام رسیده ام به وسایل خودم و شش ساعت وقت دارم تا آمدن کامیون حمل بار.. هی به ساعت نگاه بکنم .. به خودم و هفت جدم فحش بدهم.. بعد نماز صبح سرم را بگذارم روی مهر و زار بزنم... صبح سه تا کارگر لاغر مردنی بیایند اینهمه جعبه را بریزند پشت کامیون اما اجازه نداشته باشند از آسانسور استفاده کنند!و باز اشک ها بیایند همینجور یکریز و زینب مسخره بازی دربیاورد که به خاطر اینها گریه میکنی؟!.. نه به خاطر اینها ، به خاطر عدالتی که برایش اینقدر خون و هزینه دادیم و نیست و مردهای کارگری که نانشان را از دل سنگ میکشند بیرون.. برای کارگر لاغری که یک کمد چوبی را به تنهایی میگذارد روی مهره های گردنی و توراسیک اش و دو طبقه را یک نفس می آید بالا اما صاحبخانه ی مسلمان نگران خراب شدن آسانسورخودش است تا قطع نخاع شدن یا آسیب بدنی یک مسلمان دیگر!... برای زانوهای کارگری که تا چند سال دیگر حتما از بین میروند.. برای جهل مسلمانی که نمیداند آسانسور فرق بین 300کیلو گوشت آدمیزاد با کارتن کتاب را نمیفهمد! چون برخلاف ما چشم و عقل و وجدان ندارد! من زجر کشیدم چون پنجاه جعبه کتاب را خودم پر کرده بودم و میدانستم چقدر سنگین اند.. تصور سه طبقه بالا بردنشان عرق شرم مینشاند به پیشانی ام.. جعبه های خالی را از یک میوه فروش طماع! 2500 تومان خریدیم! اما کارگر ها برای حملشان هزار تومن گرفتند... خستگی و بی خوابی آدم را رقیق القلب میکند انگاری... چطور خانه را تمیز کردیم.. چطور با مقوا برای دستشویی و حمام پنجره ساختیم موقتا.. چطور محمد سه ساله کمکمان میکرد حتی.. و بودنش قوت قلب بود برای ما.. چطور مامان اولتیماتوم داد و حتی محسن عمه مرخصی گرفت و عروس عمه چقدر بهمان کمک کرد...بر عمو محمد چه گذشت آنروزها... چطور شبها از سرما میرفتیم خانه عمه میخوابیدیم و چطور روز شیفتم همه رفتند سفر و من از زور خیابانهای خلوت و بی تاکسی، سوار وانت حمل تخم مرغ شدم بی خجالت! بماند برای بعد اما بالاخره تمام شد...بعضی از آدم ها حتی از آن دنیا هم به آدم کمک میکنند...چقدر یاد عمو معروف میکنیم این روزها... بعد بیست روز تازه لبتاب را روشن کرده ام و تنها چیزی که من را یاد بهار می اندازد همین عکس است.. جنگ هیچوقت به ما فرصت سفره هفت سین چیدن و عید نوروز گرفتن نداد!.. به قول سلمان: بهار آن است که خود ببوید نه آنکه تقویم بگوید..

فیلم "چ" را مگر میشود ندیده باشم.. با دایی هادی رفتیم سینما... من قبل از تولدم نیروی تحت امر مصطفی بوده ام و یک روزی که حجاب ها برداشته شود... در لازمان و لامکان من را میبینی توی ستون دستمال سرخ های اصغر وصالی... فیلم برای همه فیلم بود اما برای من به مدد کتاب ها بخصوص کتاب خاطرات مریم کاظم زاده و اصغر وصالی ، خاطره...

برگرد به پانزده- شانزده سال قبل ، آن روزهایی که مسعود دهنمکی به جای فیلم ساختن ، هفته نامه داشت و سررسید هم چاپ میکرد.. توی سر رسید عکس اصغر وصالی را که پیدا کردم ذوق مرگ شده بودم... که بالاخره دیدمش.. ناسلامتی یک قرابت نسبی است بین ما و محمد سه ساله که امسال عید رفته راهیان نور ، و لحظه ای که آقا را دیده بین آنهمه جمعیت، عکس آقا را گرفته بوده روی دست و یکسره فریاد میزده :"آقا! ببین !عکس خودته..عکس خودته! ".. بعد که باباش بهش گفته همه دارن شعار میدن محمد چی میگی؟! آبرومون رو بردی! گفته "میخوام آقا عکسش رو ببینه خوشحال بشه!" اگر هر کسی به اندازه ظرفیت ذهنی و توانایی خودش میخواست آقا را خوشحال کند چه میشد؟..

آقا و محمد تنهان..

  • دکتر یونس