بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

پیوندها
  • ۰
  • ۰

شانه هایت را برای گریه کردن دوست... نه

من سر از زانوی تو ای غم!  مگر برداشتم؟!

میتوانستم از این تنها شدن جان در برم

میتوانستم اگر یک جان دیگر داشتم...

پ ن 1:شعر از مژگان عباسلو. بیت عنوان از محسن کاویانی. طرح تصویر از میکاییل براتی.

با دیدن بچه مدرسه ای های شهید یمنی، کیفهای مدرسه ی آبی فیروزه ای به خون نشسته شان، بدنهای نحیف خاکی و خون آلودشان، دنیا پیش چشمهایم تیره و تار شد... 

پ ن 2: امشب برای یه پیرزن فرتوت، لاغر و زحمت کش، با کمر خم و صورت آفتاب سوخته و دستهای زبر که با گاسترو انتریت(اسهال) مراجعه کرده بود سرم و دارو نوشتم که بره اتاق تحت نظر و سرم تراپی بشه. دم در اتاق تزریقات که مشرف به اتاق منه، دمپاییش رو از پاش درآورد و با پای برهنه رفت تو.. میترسید کف دمپاییش، سنگ های کف درمانگاه رو کثیف کنه. خنده تون گرفت نع؟! 

من گریه کردم...

  • دکتر یونس
  • ۲
  • ۰

  • دکتر یونس
  • ۲
  • ۰

پنجره پنجره یک شهر هواخواهانت/ دم به دم منتظر سر زدن چشمانت

تا قدم رنجه کنی رخ بنمایی هر شب/ دل بیداردلان بی سر و بی سامانت

یازده ماه به امید طلوعت تا صبح/ چشم ها پنجره ها آینه ها گریانت

یازده ماه زمین منتظر این لحظه ست/ یازده ماه در این دایره سرگردانت

در دل حوض تو در جلوه ای و هر لحظه/ ابر و باد و من و خورشید و فلک حیرانت

عاقبت خاک سر کوی تو خواهم بود و/ دیگر آن روز فقط دست من و دامانت...

پ ن:شعر از قاسم اردکانی/ عکس از خط مقدم نبرد و مجاهدان یمنی... انگار این گنجشک روح من باشه.. شنیدن صوت قرآن رزمنده ای در میدان نبرد، تکیه داده بر خاکریز چقدر برای گنجشگک آرامش بخش بوده..  چند سال در محاصره، بدون غذا و دارو.. زیر آتش و بمباران جنگنده ها، شکم ها گرسنه، تن ها رنجور و تکیده، اما قلب ها مطمئن و لبریز از ایمان ، روح ها محکم و مقاوم و معطر از یاد خدا.. خوشبختی و سعادت حقیقی یعنی چی؟! .. دلم برای با شما بودن، پر میزنه... 

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ..آیه 4 سوره صف

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:

دشمن ترین آفریده ها نزد خدا دو نفرند: مردى که خدا او را به حال خود گذاشته، و از راه راست دور افتاده است، دل او شیفته بدعت است و مردم را گمراه کرده، به فتنه انگیزى مى کشاند و راه رستگارى گذشتگان را گم کرده و طرفداران خود و آیندگان را گمراه ساخته است. بار گناه دیگران را بر دوش کشیده و گرفتار زشتى هاى خود نیز مى باشد. و مردى که مجهولاتى به هم بافته، و در میان انسان هاى نادان امّت، جایگاهى پیدا کرده است، در تاریکى هاى فتنه فرو رفته، و از مشاهده صلح و صفا کور است. آدم نماها او را عالم نامیدند که نیست، چیزى را بسیار جمع آورى مى کند که اندک آن به از بسیار است، تا آن که از آب گندیده سیراب شود، و دانش و اطّلاعات بیهوده فراهم آورد.

در میان مردم، با نام قاضى به داورى مى نشیند، و حلّ مشکلات دیگرى را به عهده مى گیرد، پس اگر مشکلى پیش آید، با حرف هاى پوچ و تو خالى و رأى و نظر دروغین، آماده رفع آن مى شود. سپس اظهارات پوچ خود را باور مى کند، عنکبوتى را مى ماند که در شبهات و بافته هاى تار خود چسبیده، نمى داند که درست حکم کرده یا بر خطاست اگر بر صواب باشد مى ترسد که خطا کرده، و اگر بر خطاست، امید دارد که رأى او درست باشد.
نادانى است، که راه جهالت مى پوید، کورى است که در تاریکى گمشده خود را مى جوید، از روى علم و یقین سخن نمى گوید، روایات را بدون آگاهى نقل مى کند، چون تند بادى که گیاهان خشک را بر باد دهد، روایات را زیر و رو مى کند، که بى حاصل است. به خدا سوگند، نه راه صدور حکم مشکلات را مى داند، و نه براى منصب قضاوت أهلیّت دارد آنچه را که نپذیرد علم به حساب نمى آورد، و جز راه و رسم خویش، مذهبى را حق نمى داند، اگر حکمى را نداند آن را مى پوشاند تا نادانى او آشکار نشود، خون بى گناهان از حکم ظالمانه او در جوشش و فریاد میراث بر باد رفتگان بلند است. به خدا شکایت مى کنم از مردمى که در جهالت زندگى مى کنند و با گمراهى مى میرند، در میان آنها، کالایى خوارتر از قرآن نیست اگر آن را آنگونه که باید بخوانند، و متاعى سود آورتر و گرانبهاتر از قرآن نیست اگر آن را تحریف کنند، و در نزد آنان، چیزى زشت تر از معروف، و نیکوتر از منکر نمى باشد.

پ ن: خطبه 17 نهج البلاغه، ترجمه مرحوم دشتی..

عنوان؛ توصیف دنیا از زبان مولا علی.. با دیدن این عکس یاد این خطبه ی مولا جانم افتادم که به زیبایی حق مطلب رو ادا کرده..

  • دکتر یونس
  • ۱
  • ۰

 رِزُنــــــــــانْسْ نوشته: لعنت به دنیایی که واسه آدماش"گل خوردن" مهمتر از "گلوله خوردن" باشه...

#یمن

  • دکتر یونس
  • ۲
  • ۰

  • دکتر یونس
  • ۲
  • ۰
میلاد امام حسن مجتبی است و دیدار رمضانی شاعران با حضرت ماه و دست ما کوتاه و خرما بر نخیل! 
با اینکه من توعمرم فقط تونستم یه شعر نو بگم و البته یک شعر بلندبسیار زیبا و تحسین برانگیز در همین دیدارها برای حضرت آقا خوندم درخواب و وقتی بیدار شدم فقط یک مصرعش یادم بود.. ولی خدا رو چه دیدید! شاید سال بعد منم مهمانِ این جمعِ باصفا بودم.. 
خب من به یکی (اینجا) قول داده بودم که متن یه شعری رو اگر پیدا نکرد براش بنویسم. خداییش زورم هم میومد بنویسمش.. ولی خب دیگه امروز برای اینکه سوز به دلمون نیاد که چرا ما افطار بیت نبودیم، خودمون سی خودمون غزل میخونیم. خب تا آقا چاییش رو میخوره منم این شعر رو مینویسم.

تنها برای چشم تو آمد پدید ناز/ تنها برای ناز تو آمد پدید چشم..
(گویا انتخاب بیت و مصرعمون خواهون داره! ضمنا فکر نکنید نمیفهمم تک بیتای عنوان اینجا رو میذارید عکس پروفایلتون!! در کل این کتاب و سه تا کتاب دیگه که معرفی میکنم بیت های محشر و فوق العاده زیادی دارن که نمیدونم شما چرا گیر دادید به این شعر!)
زده خیمه در تن من،منِ آدمی صفاتی / نه در او غم هبوطی، نه در او تب حیاتی
نه بر او پری که گاهی بپرد به بام صبحی/ نه در او دلی که روزی برسد به نور ذاتی
منم آن ریا فروشی که به صبح محشر آرد/تنِ دائم الوضویی، دلِ تارک الصلاتی
گذرم به مسجد افتاد، چه کاخ زرنگاری/ چه نماز با شکوهی، چه شکوه بی نشاطی
چه دوام بی حضوری، چه حضور بی دوامی/ چه ثبات بی خلوصی، چه خلوص بی ثباتی
همه پاره های توبه است کرانه در کرانه / نه کناره ی امیدی،نه جزیره نجاتی
تو به ساحلی که دانی برسان که میتوانی/ من اگر گناه شهرم، تو خدای کائناتی

- شعر از پنجره های آجری/ سروده حسن دلبری/ نشر: شهرستان ادب.
کتابهای خوب دیگه که از همین نشر خریدم:
لیلیِ آذر/ سروده اعظم سعادتمند/ نشر شهرستان ادب
بهانه ها/ سروده پروانه نجاتی/ نشر شهرستان ادب
هم قفسان/ سروده مژگان عباسلو/ نشر شهرستان ادب (خانم دکتر فکر کنم تخصص داخلی دارن)

پ ن1:بچه ها دیروز آقا هم گفت؛ تو رو خدا کتاب بخونید! برای یار مهربان خرج کنید.. درسته ظاهر و تیپ و صورت آدم باید آراسته و چشم نواز باشه ولی مغز و قلب هم باید زیبا باشه.. درسته شیرینی و قورمه سبزی و فسنجون خوشمزه است ولی غذایِ روح هم باید لذیذ و اصیل و سالم باشه..

پ ن2: یه قسمتی از مظلومیت امام حسن (ع) تقصیر اون معاویه خبیث و شیعیان بی عرضه اون زمانه ولی یه قسمت اعظمش دقیقا تقصیر ماست. وقتی زندگینامه امام خمینی رو خوندم دیدم عروسیش نیمه رمضان و تولد امام حسن (ع) بوده! از طرحش خیلی خوشم اومد و امسال که گذشت هیچی ولی صدی نود عروسی مام همون نیمه رمضانه! فقط وقتی قیافه ی جمعیت نسوان و دخترهای فامیلمون رو تصور میکنم که به جای خفه کردن خودشون تو این آرایشگاه و اون آرایشگاه با لبهای ترک خورده و زبون روزه نشستن و دارن زیر لب بهم فحش میدن! مردا از شدت روزه داری و اینهمه ساعت رانندگی تمام تمرکزشون روی سفره افطار و اذانه، روح و روانم تازه میشه.. 
هم عروسی اسلامی میشه! هم اینا روزه ان و اصلا جون ندارن که بیان وسط هنرنمایی کنن! و هم بعد اذان ظهر راه میفتن میان و روز بعد قبل از اذان ظهر برمیگردن خونه هاشون که روزه هاشون درست باشه:) یه افطار و سحری باس بهشون بدیم که اونم با یه آبگوشت یا آش و نون و پنیر و سنگک و جهنم یه برنج خورشتم میدیم، سر و تهش هم میاد. اصلا این طرح حرف نداره..
 امروز که تولده، مادر عزیز! مادر محترم پاشو یه کیکی بپز، پدر محترم! اخماتو واکن،یه شیرینی بخر. دختر عزیز! که دست به سیاه و سفید نمیزنی یه امروز هنر خودت رو نشون بده! پسر عزیز شما پاشو اول جورابات رو بشور و بعد عرضه خودت رو نشون بده! مگه نمیگن بهترین آشپزای دنیا همه مَردن! خب بسم الله.. هنوز هیچ گزارش مرگِ مردی بابت کمک کردن تو خونه گزارش نشده! یه جشن بگیرید خب بچه چجوری با امام هاش آشنا بشه؟.. شمایید که میتونید رمضان و روزه داری رو برای بچه ها دلپذیر کنید یا با یکسره ناله کردنتون اونها رو ازش متنفر کنید.. 
این دستور یه دسر ساده و خوشرنگ و خوشمزه است: (رسپی از آشپزی بلقیس). فر و همزن برقی نمیخواد. یه دسرِ ساده است. واقعا مرغ پخته هم از پسش برمیاد. آستین همتتون رو بزنید بالا و واقعا حس کنید قراره برای امام عزیزتون جشن تولد بگیرید.. ذوق داشته باشید تو رو خدا..  این رو ما درست کردیم با خودمون بردیم مهمونی افطاری! فقط برای روش از برش های میوه سیب و موز استفاده کردیم. 


 پ ن3.راستی سخنرانیهای ویژه رمضان استاد سید محمد مهدی میرباقری رو از دست ندید. (اینجا) بشنوید و بخونید! از حضرت سول (ص) و  امیرالمومنین و حضرت زهرا(علیهما السلام) عیدی گرفتید، یاد ما هم باشید.التماس دعا و عیدتون مبارک.
  • دکتر یونس
  • ۱
  • ۰


مادر گرامی پای سخنرانی یک شیر پاک خورده ای نشسته که ایشان فرموده: شهید، به حکم اینکه شهید شده نماز و روزه اش از گردنش ساقط نمیشود! شهادت یک چیز است و نماز و روزه ای که باید میگرفته و نگرفته یک چیز دیگر! هر چیزی جای خودش!
مامان: من زنگ زدم دفتر مراجع اونا هم همینو میگن. الان تکلیف بابات چی میشه؟ روزه به گردنش هست. شهید شد وقت نشد روزه هاش رو بگیره. 
من: یعنی چی تکلیفش چی میشه؟ از بین ما، یه نفر، قطع به یقین پاش رو از پل صراط بلند کنه صاف بذاره تو بهشت، اون باباست. ما باس نگران خودمون باشیم. 
مامان: نمیشه. من زنگ زدم گفتن حالا که از دنیا رفته مسئولیت نماز و روزه اش با فرزند ارشدشه!! 
من (در حال سکته ناقص) : چیییییی؟!!! آقا نشسته تو بهشت. روزه نگرفته. الان لم داده روی تخت جنات تجری من تحت الانهار!! بعد من روزه هاش رو تو این دنیای نکبت بگیرم؟ چرا؟!! 
مامان: زشته این حرف. خب بنده خدا تا زنده بود که همش تو ماموریت بود و از این خط به اون خط.. نتونست بگیره. بعدِ جنگ میخواست بگیره که نشد. شهید شد. الان باید چکار کنیم؟! به قول خودت قبلا رو ولش کن، الان رو مدیریت بحران کنیم!!
من: یعنی چی مادر من؟! کدوم بحران؟ به من چه؟! مجاهدت همین سختی ها رو هم داره. مگه اون وقت که رفت بجنگه از من اجازه گرفت؟ (دیالوگ آژانس شیشه ای!) یکی دیگه رفته جبهه. جنگیده. شهید شده، روزه اش به من چه؟
مامان: میدونی حق فرزند ارشد چیه؟ پسر ارشد وصی پدر محسوب میشه! میدونی قبلنا اسب و شمشیر و انگشتر پدر میرسیده به پسر ارشد. عوضش اونم نماز و روزه ها و دیون پدر رو میپرداخته.. 
من: خب اسب و شمشیر و انگشتر من کو؟! 
مامان: مسخره نشو! دفتر مرجع گفته پسر ارشد، فرزند ارشد یا هرکی.. باید روزه هاش رو بگیریم که روحش اون دنیا معذب نباشه. منم کمک میکنم. همه با هم میگیریم. 
من:خب حالا چند روز هست؟
مامان: 10 سال ضرب در 30؛ میشه 300 روز! چیزی نیست! میگیریم.
من (درحال سکته کامل): چیییییی؟!!!! یعنی از این ده سال که به سن تکلیف رسیده هیچیش رو نگرفته؟!! 300 روز؟!! چه خبره؟! من نمیگیرم. من خیلی آدم باشم تو این وانفسای آخر الزمون روزه های خودم رو بگیرم. فرزند صالحی باشم، گلی از گلهای بهشت! وسعم همینقدره! 
مامان: خب بابات
 که از سن 15-16 سالگی وارد سپاه شد تا اون روزی که در 25 سالگی شهید شد حتی ده روز ثابت یک جا نمونده که قصد اقامت ده روزه کنه و بتونه روزه بگیره. شایدم گرفته باشه ولی تک و توک. ما که نمیخوایم روزه شک دار بگیریم. 300 تا هم که زیاد نیست. تقسیم بر 3 میشه نفری صد روز روزه!
خام شدم و موافقت کردم.
به ز هم گفتیم! گفت مگه خدا نمیگه: 
وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ ؟! 
گفتیم:چرا. خب؟!
گفت: خب خودش زنده است، خودش بگیره! (کلن برای ختم قرآن هدیه به بابا هم میگه زنده است خودش بخونه
! به نظر من که از نظر استدلالی و منطقی درسته)! 

حالا ایکاش داستان با همون روزه گرفتن تموم میشد. بند و تبصره هم داشت. با جزئیاتی به غایت حساس و پیچیده..
مامان:دفتر مرجع گفته اگر بستگان درجه یک دارن روزه میگیرن، نباید دو نفرشون در یک روز روزه باشن به نیت یک نفر! 
(یعنی من یه روز . مامان یه روز دیگه.. باید حواسمون باشه تو یه روز با یه نیت مشترک روزه نباشیم!)
من (درحالیکه تو چشمام استیصال موج میزنه): واقعا این فقه شیعه پویاست ها!..
مگر من مرجعم رو نبینم! اولین چیزی که ازش میپرسم اینه که واقعا استنباطش از این مساله این بوده یا برداشت یه نفر تو دفترشونه یا نقشه ی مامانمه!
 
خلاصه الان چند ساله من و مامان یه جدول گذاشتیم جلومون و داریم روزه های مردی رو میگیریم که تو بهشت پاچه های شلوارش رو زده بالا و لب یه رود زلال و جاری بهشتی نشسته و از صدای پرندگان بهشتی سرمسته! این نسیم بهشتی از لالوی شاخ و برگِ درختان بهشتی می وزه لای موهاش، این عطر گلهای بهشتی آدم رو از هوش میبره، لباس بهشتی تنش، جام بهشتی دستش،  صدی نود هم همسر بهشتی داره و غذای بهشتی و میوه بهشتی هم میخوره.. حالی و حولی..
بعد منِ بدبخت، منِ بیچاره،  من بی پناه، من معصوم، منِ مظلوم، منِ سهمیه ای هم باس از آدم و عالم فوش بخورم! و هم با فشارِ غالبا 7 در دمای 50 درجه ای این شوره زار، سگ دو بزنم. به خدا یه بار زبون روزه لبام خشک شده بود، پوست لبم قاچ قاچ شده بود و خون میومد. از تشنگی و گرما داشتم میمردم. از روی این آسفالت خیابون بخار بلند میشد.. من وایساده بودم خبر مرگم یه تاکسی بیاد برم به زندگی دنیوی و شیفتم برسم با ده تا بدتر از خودم سروکله بزنم، دستم تو خون و استفراغ و ادرار و مدفوع مردم باشه برای یه لقمه نون حلال! با قرارداد 89 روزه این درمانگاه، اون خیریه کار کنم، 60 درصدش رو صاحب درمانگاه برداره!.. یه بار اون پالس اکسی متر رو گذاشتم رو انگشت خودم (گفتم خودتم آدمی بدبخت!) دیدم برادیکارد شدم اونقدر که فشارم افتاده؛ پالس ریت 56 تا 63 هم داشتم!.. دیگه شوک چه شکلیه؟ عکسش رو گرفتم چون هیچکس باور نمیکنه با این وضع بشه تازه ساعت 10 شب افطار کرد! داشتم فکر میکردم خدایا این عدالته؟! دمت گرم
! ما هم بنده ی توییم.. 


من حتی اگر بخوام شهید بشم هم، بچه ندارم که امید داشته باشم روزه هام رو بگیره! یا نمیدونم بچه ام اونقدر آدم و قدرشناس خواهد بود که به فکر منم باشه یا نع.. از اولش باید روی پای خودم بایستم.. عِی روزگار.. 
ولی گذشته از شوخی. نوش جون بابا! اینقدر تو این 25 سال عمرش دوید و زحمت کشید و آروم و قرار نداشت که هرچی نعمت بهشتی بهش بدن حقشه.. روزه چیه؟ جون بخواه.. من غر میزنم که سختمه ولی خب عشق هم میکنم که میتونم براش کاری رو تو این دنیا انجام بدم که حالش اون دنیا بهتر و خیالش راحت تر باشه.. 
داشتم فکر میکردم چطوری یه نفر میتونه اینقدر "یه نفری جذاب و خوشگل"  باشه؟!!
بابا میگفته: "اگر بهشت رو روی سجاده قسمت کنن، هیچی به من نمیرسه". چون اینقدر میدویده که فرصت ایستادن روی سجاده و عبادت مستحبی و طول و تفصیلش رو نداشته! جالبه ولی بهشتِ خدا بهش رسید.. کی میدونه معیار و متر خدا چیه برای انتخاب بنده هاش و شهادت؟ 
دوستی میگفت خدا فقط به نتیجه و نقطه مبدا و مقصدت نگاه نمیکنه. خدا به سیر و سلوک و راهی که طی کردی نگاه میکنه.. 
من اگر بخوام به عنوان یه آدم بی طرف به این مرد نگاه کنم چند تا ویژگی شاخص داره که میکشه آدم رو.. 
اول. صداقت و شجاعتش. دروغ نمیگفت چون از هیچکس نمیترسید که بخواد از ترسش دروغ بگه.. هیچ سختی نبود که با همتش از پسش بر نیاد و حلش نکنه.. یا راهی پیدا میکرد یا راهی میساخت.
دوم. این مرد نه تنها حسود نبود! بلکه اصلا نمیدونست حسادت چیه؟! میشه یکی اینقدر روحش آیینه و شفاف باشه؟ یه مرد 25 ساله که تو عمرش به کسی حسادت نکرده و هرچی براش توضیح میدادیم که بابا حسادت یعنی این! متوجه نمیشد! میگفت خب اونم تلاش کنه فلان چیز رو بدست بیاره.. یعنی چی؟! 
سوم. خستگی ناپذیری و هوش سرشار. یک نابغه ی به تمام معنا که با 25 سال سن کلکسیونی از انواع هنر ها و مهارت ها بود. کافی بود یکبار کار یک برق کار یا لوله کش یا تعمیر کار یا مهندس یا تخریبچی رو ببینه. اونقدر سریع یاد میگرفت و با هوش خودش بهش پرو بال میداد که برای مردم فلان روستای منطقه جنگی لوله کشی میکرد.. بهشون آب میرسوند.. برقکاری میکرد.. ساختمون میساخت..
چهارم. بخشندگی. هرچه در توانش بود برای دیگران انجام میداد بدون کوچکترین چشمداشت یا توقعی.. از بذل پول و وقت و جان خودش برای دیگران ابایی نداشت.. خیرخواهِ مردم بود با تمام وجود..
پنجم. اخلاصش. براش مهم نبود حقش رو بهش بدن یا نع! تحویلش بگیرند یا نع! برای هدفش و باورش عاشقانه کار میکرد. اگر فرمانده گردان بود یا یه راننده و پیک گردان یا معاون عملیاتی یا رئیس پاسگاه یا یه نیروی ساده.. براش فرقی نمیکرد.. هیچ فرقی براش نداشت! باورتون میشه؟
دیگه از موهای موج دارِ مشکی، ابروهای پیوسته، 
قد دو متری، لبهای زیبایِ همیشه خندان، مژه های بلندی که فرِخداداد بود و به پشت پلکش میخورد، چشمهای قشنگ و درشت، محاسنِ زیبا، دستهای قوی، بازوهای پرزور و شانه های ستبر و قلب مهربانش صرف نظر میکنم..

برای من بابا نماد حضرت ابولفضله.. یعنی هر وقت میخوام حضرت عباس رو تصور کنم در قد و قامت و هیبت بابا میبینمش.. بابا با اینکه خیلی نمیشناسمش ولی واقعا پدر فضائل و نیکی هاست.. روحش شاد باشه، میدونم دلش طاقت نمیاره حتی ده روز تو بهشت بمونه و پاش رو بندازه رو پاش! میدونم حتی حالا تو سوریه و عراق و یمن داره جوش و جلا میزنه که یه عده رو نجات بده، به یه خانواده آب برسونه، برای یه عده سرپناه بسازه.. میدونم موشک ها روی بال اونها به هدف میخورن و میدونم سرش شلوغ تر از قبله..
کاش این دنیا یک دفعه از شما خالی نمیشد.. دمت گرم! این دنیا و اون دنیا ما رو فراموش نکن! 

پ ن1: درویش مصطفی میگفت: می شود دین دار خیلی چیزها را نداشته باشد. انگشتر, جای مُهر روی پیشانی, محاسن, عبا و عمامه... اما بدان! دین دار حکما دین دارد... جوان! اوج دینداری ابوالفضل العباس, که آقای همه ی لوطی های عالم است, می دانی کجا بود؟ ختم دینداریش کنار علقمه بود. جایی که اصلا دست نداشت تا دستش انگشت داشته باشد. اصلش انگشت نداشت تا انگشتش انگشتر عقیق و فیروزه داشته باشد..." (رمان منِ او/ نوشته ی رضا امیرخانی).
پ ن2: در این دنیایِ نامرد، مرد باشیم!

  • دکتر یونس
  • ۱
  • ۰

از وقتی یادم میاد و خودم رو شناختم عاشق ماه رمضان بودم.. عاشق روزه های کله گنجشکیش.. عاشق ضعف کردن های دم افطار که حتی یادمه مامانم کولمون میکرد تا ساعت ها بگذره و اذان بشه.. 
اولین نماز عمرم رو شبِ 14 خرداد1368 خوندم. اولین نماز واقعی و صحیح و با وضوی درست و دقیق.. حمد و سوره و اذکار رکوع و سجود و ترتیب نماز رو بلد بودم و گیرِ دعای قنوت بودم که مادرم نجاتم داد.. گفت توی قنوت میتونی هرچی دلت میخواد فارسی به خدا بگی و قنوت لازم نیست حتماِ حتما عربی باشه.. اولین نمازِ دو رکعتیِ عمرم رو اون شب برای شفای امام روح الله خوندم.. حتی توی سجده نمازم گریه کردم.. شب خواب امام رو دیدم که بغلم کرده.. صبح با صدای جیغ و داد و ضجه زدن ها بیدار شدم. امام از دنیای ما رفته بود و من حتی نمیدونستم فرق خواب با مردن چیه؟! فکر میکردم اونیکه الان تو خوابم بوده و منو بغل کرده بود نمیتونه مرده باشه.. اولین تجربه ی نمازم اینطوری گذشت.. با بدست نیاوردن چیزی که به خاطرش نماز خونده بودم! 
همون سال رمضان اولین روزه بلند و کامل عمرم رو با اصرار خودم گرفتم. قبلش فقط کله گنجشکی بود! کیا انیمیشن زهره و زهرا رو یادشونه؟ اونا هم روزه کله گنجشکی میگرفتن. من هم. همیشه با روزه و رمضان حس و حال خوبی داشتم.. قلب پاک بچه ها بهتر و شفاف تر، زیبایی و رحمت این ماه عزیز رو درک میکنه.. به همین دلیل بچه ها این ماه رو با همه ی تفاوت ها و نخوردن هاش دوست دارن.. 
تازه یکسال بود بن کن شده بودیم و یک لا قبا اومده بودیم یه شهری که با زادگاه و خونه خودمون 180 درجه تفاوت داشت.. شوره زار. گرم و خشک. بدون حتی یک سبزه، رود یا چشم انداز زیبا.. بدون حتی امکانات اولیه زندگی.. بدون کولر، تی وی، فکر کنم بالاخره پنکه آوردیم و چه ساعتها که دوزانو مینشستیم جلوش تا از هرم گرما کم بشه.. بعضی وقتا پیرهنمون رو میزدیم بالا و بدنمون رو میچسبوندیم به سنگ های دور تا دور زیر زمین که خنک بشیم.. اولین روزه ام رو یادمه.. از شدت تشنگی و گرما بعد از ظهر دیگه بیحال شدم.. مامانم کولم کرد . با چادرش منو به خودش بست.. من رو گذاشت پشتش و همینطور که منو پشت خودش تکون میداد میگفت صبر کن تا اذان چیزی نمونده.. غرورم بهم اجازه نمیداد اظهار عجز و لابه کنم.. اون یکساعت مونده به افطار رو تکیه داده به کتف مادرم یادمه.. سرم افتاده بود و از شدت ضعف ساکت شده بودم.. تار و مبهم میدیدم .. نور بود.. صدای قرآن بود.. صدای اذان اومد.. و بند چادری که باز شد و منو نشوند سر سفره افطار.. اون شیرینیِ بامیه و چایی که خوردم کلمه نمیشه.. 
قرار بود روزه بگیریم تا گرسنگی فقرا رو درک کنیم.. درک کردم.. از اون سال به بعد هیچ وقت توی خیابون بهانه ی خریدن خوراکی رو نگرفتم و توی خیابون چیزی نخوردم.. میترسیدم کسی ببینه و دلش بخواد و پول نداشته باشه که بخره.. 

سال بعد شجاع تر شدم.. بیشتر روزه کامل گرفتم و کمتر اذیت شدم.. و سال بعد ترش یک روز درمیون روزه کامل_ کله گنجشکی گرفتم.. و از سال بعدش همه اش رو گرفتم.. وقتی بچه ی لپو و شکمویی مثل من تونسته بود یعنی بقیه هم عذری نداشتن و میتونستن!
رمضان رو دوست دارم.. چون ماه خداست.. ماه عشقه.. ماه لبریز شدنِ محبت خدا و چشم پوشی او از خطاهای ماست.. ماه دوست داشتن و دوست داشته شدنه.. خدایا شیرینی این ماه رو به ما بچشون، ما رو با محبتت در این ماه سیراب و زنده کن.. اجازه بده مثل دوستان عزیزت، ما هم با تو حرف بزنیم.. شبهاش رو به نماز و حرف زدن با تو بگذرونیم و روزهاش رو با قرآن خوندن و فهمیدن سپری کنیم.. لذت مناجات سحر و دعا خوندن رو به ما نشون بده.. به قول امام سجاد: آن دست رد که به سینه ی دشمنانت میزنی، به سینه ما نزن.. نگذار دچار کج فهمی بشیم.. راه رو گم کنیم یا در شک و دو دلی و گمراهی بمانیم.. توفق بده تا حرمت این ماه رو حفظ کنیم و بزرگی و عظمت این ماه و شب قدر رو درک کنیم.. 
ما نمیدونیم چه نعمت و گنجی داریم.. دعای ورود و وداع با ماه رمضان (دعای 44 و 45 صحیفه سجادیه) رو بخونید تا ویژگیهای این ماه رو از زبان امام سجاد بشنوید.. امام سجاد طوری با این ماه خداحافظی میکنه انگار داره از عزیزترین هدیه ی خدا، دل میکنه.. خوندنش در این روزهای اول و حالا کمک میکنه که قدر ثانیه به ثانیه و لحظه به لحظه اش رو بدونیم.. 
من کوچیکتر و روسیاه تر از اونی هستم که بخوام وصیتی بکنم ولی به حرمت رفاقت و مصاحبت مجازی، دوست دارم بهتون بگم این ماه رو از دست ندید..
با تصمیم های نو و جدید این ماه رو یه جور دیگه بگذرونید.. امسال و این ماه رمضان رو فرصتی بدونید برای خوندن و رفاقت با صحیفه سجادیه.. فرصتی برای یکبار خوندنِ زیباترین و عاشقانه ترین و عرفانی ترین کتابِ مسیح آلِ محمد.. دست امام سجاد رو بگیرید و با او و با کلمات زیبای او با خدا حرف بزنید.. 

"خودت برای بنده هایت دری به بخششت باز کرده ای و اسمش را گذاشته ای توبه. تازه برای این که بنده هایت در را گم نکنند، کلمات راهنما هم گذاشته ای؛ کلمه هایی که می گویند: به طرف خدا برگردید! قشنگ و پاک برگردید! امیدوار باشید خدا سیاهی هایتان را بپوشاند. امیدوار باشید ببردتان بهشت... چه بهانه ای برای آدم فراموشکار مانده؟ چه بهانه ای دارد که به این خانه نرسد؟ هم تابلو گذاشته ای در را پیدا کند، هم در را باز گذاشته ای.

با ذوق و شوق، راه افتاده‌امچون به تو خیلی مطمئنم، با خودم امید آورده‌ام. می‌دانم اگر زیاد بخواهم، پیش آنهمه‌ای که تو دارى، کم است. می‌دانم اگر سهم بزرگی بخواهم، پیش آن همه‌ای که می‌توانى، کم است. لطف تو، با خواستن کسى، کم نمی‌شود. وقت بخشیدن که می‌شود، دستت بالای هر دستی است.

من اولین امیدواری نیستم که پیش تو می‌آید و هدیه‌اش می‌دهى؛ با این که حقش این بوده که هیچش ندهى. اولین نیازمندی نیستم که کمک می‌خواهد و بهش لطف می‌کنى؛ با این که حقش این بوده که ناامیدش کنى.

خدایا! دعای مرا هم جواب بده؛ صدایت که می‌کنم، نزدیک باش؛ زاری که می‌کنم، دل‌رحم باش؛ حرف که می‌زنم، گوش کن. گره های ناگوار، با تو باز می شوند؛ شدت سختی ها، با تو می شکند؛ دنبال رهایی که می گردند، به تو التماس می کنند؛ از قدرتت، سختی های زندگی، حساب می برند؛ به لطفت، علت ها و اسباب، فراهم می شوند؛ با توانایی ات، سرنوشت، جاری می شود و با اراده ات، وسایل آماده می شوند.

وقتی که می خواهی، بی آن که چیزی بگویی، اسباب، فرمان می برند و وقتی نمی خواهی، بی آن که چیزی بگویی، اسباب، از کار می ایستند.

وقت دشواری ها، آن که صدایش می کنند، تویی و وقت گرفتاری ها، آن که دنبال پناهش می گردند، تویی. برای من اتفاقی افتاده که زیر سنگینی اش شکسته ام؛ گرفتاری ای آمده که تحملش را ندارم. آن چه تو فرستاده ای، کس دیگری برنمی گرداند. آن چه تو آورده ای، کس دیگری نمی برد. دری را که تو بسته ای، کس دیگری باز نمی کند و دری را که باز کرده ای، کسی نمی بندد؛ پس خودت درِ رهایی را به رویم باز کن. به توانایی ات، این هیبت غم را در من بشکن و کاری کن به همین سختی، به همین رنج که دارم از آن به تو شکایت می کنم، زیبا نگاه کنم.."


پ ن1: تصویری از سفره افطار در بین الحرمین.. سادگی، صفا و زیبایی سفره های افطار عراقی ها رو دوست دارم.. خانواده ها در حلقه های متعدد و بزرگ و کوچیک کنار هم  دور تا دور حرم مینشینند و روزه هاشون رو باز میکنند.. خیلی قشنگه. شکوه و جلال ماه رمضان و عید فطر رو در بقیه کشورهای اسلامی  بهتر میشه دید! شاید چون اونها روشنفکر غربزده ی کمتری دارن!! 

پ ن2: خیلی حسرت میخورم وقتی میبینم درحالیکه عالم و آدم و انس و ملک دارن از هم سبقت میگیرن برای استفاده از برکات این ماه، هستند کسانیکه هنوز اندر خمِ احقاق حقوق روزه خواران و روزه نداران در ماه مبارک رمضان، چرایی جرم تلقی شدن رزوه خواری در این ماه در معابر عمومی کشور اسلامی! و تمسخر روزه داری و افتخار به روزه خواری و ....موندند.. دلم براشون میسوزه.. خیلی خیلی دلم براشون میسوزه.. حالا اگر به همین ها بگید در سر فلان قله، یا ته فلان دره، کلاسِ انرژی درمانی یا عرفان فلان و فالان برگزار میشه میرن.. اگر بهشون بگن جفت پاهات رو یه دور دور کمرت بپیچون و از توی شکمت در بیار و همزمان نفست رو 8 دقیقه حبس کن! بی چون و چرا قبول میکنه و برای هر جلسه کلاس یوگا 250 هزار تومن هم میدن.. ولی برای روزه داری که خدا گفته به هزار و یک دلیل نمیتونه!!...
چطوری یکی میتونه شعاعِ این نور و عظمت روشناییش رو نبینه و کوری رو انتخاب کنه؟ چطوری یکی میتونه در قلب یک کشور مسلمان، روزه خوار باشه و یکی در یک کشور لائیک هزینه ها و دشواریهای دینداری و روزه داری رو به جون بخره.. چطوری یکی میتونه نسبت به آداب و رسوم و دین میلیونها هموطنش بی تفاوت باشه و کسی حتی در کنج زندانهای مخوف و سالهای اسارت به سختی روزه بگیره.. انسان چقدر شگفت انگیزه.. میتونه بالاتر از فرشته ها و پایینتر از حیوانات باشه.. کاش همه میتونستن این لذت معنوی رو تجربه کنند.. پروفسور مولانا میگفت در آمریکا که تدریس میکرده، شاگردانش مسیحی و یهودی بودند، اما ماه رمضان رو مثلِ مسلمانها روزه میگرفتن تا لذت این تجربه معنوی رو درک کنن.. 
پ ن3: خیلی گرفتارم و خیلی التماس دعا دارم. لطفا دعام کنید.
از حرف های زیبا:
1- فعلا قولنامه رو بنویسید! (+)
2- دستان خدا کجای زندگی ما قرار داره؟! (+)
3- چگونه مهربانی اش را باور کنیم؟! (+) الان یادم افتاد با چه سختی میرفتیم تا به سخنرانیهای هیئت برسیم!:) همه چیز اینقدر راحت نبود.. اونایی که میرن جای ما رو خالی کنن ها.. 

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

واقعا نمیدونم هنوز کسی سوال یا ابهامی داره در این باره یانع.. اما برای سوال و فهمیدن همیشه و همه جا ارزش قائلم. سوالی که برای فهمیدن باشه و نه از سر عناد و لجبازی و نفهمیدن.. علی ایحال من همیشه عاشق سوال ها و جستجوی بعدش بودم. دوست دارم اون چیزهای جدیدی که میفهمم رو باهاتون قسمت کنم.. اون شوقِ اورکا واری که همیشه توی چشمهام بوده و اون کفش های آهنی همیشه با منه.. 

من همونیم که چند ماه دویدم و زنگ زدم و هماهنگ کردم و چند ساعت توی اتوبوس نشستم و چند صد کیلومتر رو طی کردم تا از پزشکی که در دهه 1340 طبابت میکرده بپرسم: "اینکه گفتید زمستونا از گلوی بچه های روستای محل طرحتون خار در میاوردید درسته؟ واقعا از گرسنگی بوته ی خار میخوردن؟!" و اون با حیرت به چشمهای متعجب من نگاه کرد و گفت آره.. با همین دستا از گلوشون تیغ در میاوردم چون هیچی برای خوردن نداشتن و شماها که زمان شاه رو ندیدین هیچی از اون فقر و محرومیت و بدبختی و گرسنگی و مرگ و میر نمیدونید.. 
شاید چند بار بهم گفته باشید چرا به اشتباهت (اعم از نظری یا املایی) اعتراف میکنی؟ یا پیام رو خصوصیش کن.. اما من اونقدر خوشحال میشم از پیامهاتون و اینکه بهم میگید درستش اینه.. درست ترش رو اینجا بخون.. این رو ببین.. این قضیه اینطوری بود نه اونطوری! به این دلایل.. که من واقعا از خوشحالی فهمیدن بیشتر و ابعاد وسیعتر اون مطلب ذوق مرگ میشم!.. من واقعا ازتون ممنونم.. هیچوقت از اینکه بگم "نمیدونم"/" بلد نیستم" خجالت نکشیدم. وقتی چیزی رو بلد نباشم یا یادم رفته باشه، به مریض هام هم میگم و بهشون میگم بذارید برم کتاب رو نگاه کنم و بهتون دقیق ترش رو بگم.. برعکس باوری که ما داریم باز خورد منفی خاصی ازشون نگرفتم. بلکه اونها هم متوجه شدن چقدر برام ارزشمندن و حتی خوشحال شدن که به خاطرشون مثلا فلان رفرنس رو چک کردم یا با فلان استاد مشورت کردم.. 
"سیاست" اون چیزیه که من هیچی ازش نمیدونستم. کتاب میخونم. مقاله میخونم. مستند میبینم. تا بفهمم چی به چیه.. هنوز هم سر از کار سیاستمدارهامون در نمیارم چون کارها و تصمیماتشون با عقل و دین و قرآن نمیخونه.. یا ما اصولش رو بلد نیستیم.. یا اینا مامور به چیز دیگری هستن.. الله اعلم.. قبلا که کانال بود؛ هرمقاله، نوشته، عکس یا مستند جالبی که میدیدم اونجا جمع میکردم! خب اونجا که پوکید. ولی حالا همینجا هم میشه مطالب جالب و قابل تامل رو آرشیو کرد. صرفا جهت ثبت در تاریخ! ببینیم کِی چی بودیم و چی فکر میکردیم و چی به سرمون اومده.. گذشته، چراغِ راه آینده است. از تجربیاتمون درس بگیریم.. 

1. روایت تصویری از آغاز تا فرجام برجام (+) بهمراه بیش از 70 عکس!به تاریخ ها، موضع گیری ها و تیترهای روزنامه ها در جهت دهی به افکار عمومی دقت کنید. حیرت انگیزند! تصاویری که هر ایرانی باید در حافظه تاریخی خودش ثبت کنه.

2. چرا ترامپ از برجام خارج شد؟ به قلم شیرینِ حاج حسین!:) (+
متاسفانه آقای روحانی در سفر چند روز قبل خود به خراسان رضوی(ع) و در جلسه شورای اداری مشهد مقدس، اطمینانی را که آمریکا بی‌صبرانه در انتظار آن بود به ترامپ داد و اعلام کرد «اگر اهداف ما از برجام بدون آمریکا محقق شود چه بهتر»! این سخن آقای رئیس‌جمهور که هنوز معلوم نیست به چه علت بیان شده است پیامی بود که دغدغه مقامات آمریکایی از پیامدهای خروج از برجام را برطرف کرد و به ترامپ اطمینان داد که با خروج آمریکا از برجام این سند طلایی دست نخورده باقی می‌ماند! و جمهوری اسلامی ایران با ادامه حضور خود در برجام، اجازه نمی‌دهد کمترین خدشه‌ای بر آن وارد شود! بنابراین چرا باید نگران از دست‌دادن این کلاه گشادی باشد که بر سر ایران گذاشته‌اند؟! 
روزنامه آمریکایی پولیتیکو از قول خانم موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نوشت: «حسن‌روحانی رئیس‌جمهور ایران به ما اطمینان داده است که ایران از برجام خارج نخواهد شد»! و اتحادیه اروپا تاکنون این خبر و اظهارات موگرینی را تکذیب نکرده است. اطمینان دادن آقای روحانی به اروپا که از برجام خارج نخواهیم شد در حالی است که قرار بود از اروپا تضمین محکم و کتبی گرفته شود و خود جناب روحانی هم اعلام کرده است که طی دو هفته آینده در این باره تصمیم گرفته خواهد شد! آیا این تضمین‌دادن پیشاپیش مانند اظهارات بلافاصله ایشان بعد از خروج آمریکا از برجام، راه را بر هر تصمیم احتمالی دیگری نمی‌بندد؟!

3. زنده باد جنازه ی برجام! به قلم محمد صرفی (+)
4. واکنش عجیب دولت به بیانیه خبرگان: منتقدان برجام باید عذرخواهی کنند!! (+) ولله آدم حیرت میکنه! قرار بود از اروپا تضمین بگیرن که مرعوب آمریکائیها نباشن و بانکهاشون با ما کار کنن و از تحریم آمریکاییها نترسن، روحانی تضمین میده از برجام خارج نمیشیم!!! بابت چنین افتضاحی باید محاکمه بشن و جواب بدن که (حالا خوشبینانه) چرا بر فرضِ ساده لوحی و نه خیانت و نشنیدن صدای دلسوزان و منتقدان کار رو به اینجا کشوندن؟ و این چه قراردادیه که حتی نمیتونیم به خاطر عهدشکنی طرف مقابل ازش شکایت کنیم؟! چرا اینطوری بسته شد که کوچکترین اشتباه ما و یا حتی اعتراض ما به بدعهدی طرف های مقابل جرایم سنگین به همراه داشته باشد ولی آنان حتی برای خروج از برجام نیز به هیچ کس و هیچ جای حتی نمادین هم پاسخگو نباشند؟

حالا با کمال وقاحت و بی شرمی میگن منتقدانِ برجام باید عذرخواهی کنن!! مگه همچو چیزی ممکنه؟!

حیفم میاد حرفای جالب دوستی رو نخونید. میگفت: اصولا ایرانیها خیلی امور رو برای خودشون بزرگ جلوه میدند مثلا در جنگ تحمیلی وقتی عراق چند موشک نفس بریده اسکاد رو به ضرب و زور مهندسی تا تهران رسوند ، جو بدی حاکم شد حتی از اون جو منتهی به برجام هم بدتر !!.. هنوز هم تهرانیها چنان از دوران موشک باران تهران یاد میکنند در صدا و سیما که هرکی ندونه فکر میکنه تهران لندن بوده و عراق، المان و بجای صدوسی وپنج موشک ، هزاران موشک المانی به تهران اصابت کرده !!!.. کلا قضایا رو خیلی بزرگ میکنند و میکنید !!!...
 اما بر لندن چه گذشت ؟!... لندن پایتخت انگلیس علاوه در بمباران هفتگی چند صد سورتی از ابتدای جنگ دوم جهانی ، در سال اخر جنگ ، چند هزار موشک کروز و بالستیک آلمانی اعم از وی یک و وی دو دریافت کرد و مردمش طبق اسناد تصویری مستند موجود در تونلهای مترو به آشغالخوری روی اوردند و دقیقا ته سطلهای اشغال رو لیس میزنند(در فیلمهای مستتد موجوده) اما اون جو سنگین تهران در زمان موشکباران رو اصلا تجربه نکردند در حالیکه در سه سال قبلش نیم بیشتر ناوگان تجاریشون نابود شده بود و تحریم دریایی هم بودند از طرف گله گرگهای زیردریایی هیتلر !!.. راه زمینی هم بجایی نداشتند ..
اما شما ببینید یک ندای مخالف برای پایان جنگ با المان در انگلیس شنیده شد یا نه ؟؟!!.... در حالیکه المان مکرر درخواست صلح با انگلیس داشت ولی انگلیس بعنوان حمایت از لهستان که چند کشور اونطرفتره به المان اعلان جنگ داده بود!!... به چه قیمتی ؟!!.. خرابی نصف لندن و حملات مکرر ... و نابودی سرمایه انگلیس که توان دریاییش بود و ...
به نظرم اگر ایرانیها و طرفدارانِ برجام بجای انگلیسیها بودند ، زیر بار ننگین تر از برجام هم میرفتند ... ولی اونا پایمردی کردند و الان سروری میکنند. ولی شما همچنان دارین به عملیات روانی دشمنان این مرزو بوم پروبال میدین که : در استانه برجام ایران در وضعیت سختی قرار داشت!!... من در رشته های فعالیت خودم الان بیشتر احساس کمبود و مشکل میکنم تا قبل از برجام. هیچ جو خاص بدی اونجور که شما سعی دارید به مددکلمات به طرف مقابل بباورانید وجود نداشت ... من از کف کوه و صحرا تا شهر که کار میکردم میدیدم و لمس میکردم چنان نبود که شما میگین .. مگر اینکه حساب خاصی در بانکهای خارجی داشتین و ما نمیدونیم !!!... الان چی شده ؟!!.. الان بعد از اجرای برجام وضعیت من و هم صنفهام بسیار بدتر شده و سایر مشاغل هم همینطور ... چون اولا برجام از اصل خطا بود و دوما همون خطا هم با غلطهای بسیار بیشتر حقوقی و فنی و منطقی در هم امیخته شد و حالا وضعیت اینه که میبینیم ....

سوال دیگری هم که مطرحه اینه : اگر برجام خوبه و باعث تعالی کشورهاست و افتاب تابان هست و گلابی میده ، چرا امریکا و اسراییل و انگلیس هیچگاه دوس ندارن متعالی بشن و افتاب تابان برشون تابیدن بگیره و گلابی بچینند ؟؟!!ا (پلن A میتونه نه تنها خروج از برجام که "خروج از ان پی تی" باشه. شاید وضعمون بهتر بشه. چون خیلی ها اصلا زیر بار ان پی تی نرفتن مثل اسرائیل که اینهمه کلاهک هسته ای داره. کدوم احمقی ما رو تو این شرایط قرار داد؟ خدا عذاب قبرش رو بیشتر کنه)

پلن B : اجرای مر قانون در مورد مصوبان و مجریان برجام هست. چون از خطوط قانونی ترسیم شده توسط مقام حقوقی مافوقشون یعنی رهبری تخطی اشکار و جبران ناپذیر کردند .... ولی بعضیا میخواین با یه صلوات در شرایط حساس پایان‌ناپذیر فعلی ، کاری کنن اونا قسر در برن .. در واقع باید قانون، اول در مورد مسوولان اجرا بشه بعد در مورد ضعفا ، ولی خواص به هر عنوانی میخوان قانون در مورد متخلفان دانه درشت اجرا نشه... چرا مخالف اجرای عادلانه قانون هستند؟؟!! این باید به صورت یک مطالبه عمومی دربیاد.
ترامپ یک تاجر پیشه هست که اتفاقا به تمام وعده های انتخاباتیش تا الان عمل کرده و بسیار هم موفق بوده.* 
 اتحادیه اروپا و امریکا دارن نقش پلیس بد و حوب رو بازی میکنند که ایرانیها وا بدند. به قول دکتر فواد ایزدی: آنها فهمیده بودند که تیم ایرانی از پای میز مذاکره بلند نخواهد شد!!... فقط در ایرانه که منافع حزبی و گروهی و شخصی بر منافع ملی ترجیح داده میشه! 

عده ای از اصلاح طلبان مثل خوارج، پس از جشن پیروزی و تقسیم غنائم و ادعای فتح الفتوح!حالا رهبر رو مسئول برجام میدونن و پشت کلمه ی "نرمش قهرمانانه" قایم میشن!(+) مثلا منتجب نیا که گفته اگر بنا به عذرخواهی باشه همه نظام باید عذرخواهی کنه! تصمیمی مثل برجام در حد رئیس جمهور نیست! خدا عذاب دروغگوی بی حیا و منافقِ پررو رو زیاد کنه! دروغ که کنتور نمیندازه! ما هم کر و کوریم و یادمون نمیاد رهبر یه نامه ی مکتوب با 9 بند روشن و شفاف براشون نوشتن که به همون هم عمل نکردن! (+) همون رهبری که 229 بار درباره مذاکره با آمریکا و برجام به دولتمردان هشدار دادن! (اینجا) و (اینجا)! همون رهبری که در دانشگاه فرهنگیان در 19 اردیبهشت 97 گفت: 
"راجع به برجام؛ خب، بنده از روز اوّل بارها و بارها گفتم به آمریکا اعتماد نکنید! هم در جلسات خصوصی این را گفتم، هم در جلسات عمومیِ مردمی گفتم؛ در جلسات خصوصی بیشتر هم این را گفتم؛ گفتم به اینها اعتماد نکنید؛ اگر میخواهید قرارداد ببندید، تضمین‌های لازم را فراهم بکنید، بعد صحبت کنید، بعد قرارداد ببندید، بعد امضا کنید؛ به حرفِ اینها اعتماد نکنید. یکی از چیزهایی که بنده آن‌وقت، بخصوص روی آن تصریح کرده بودم این بود که گفتم ما این قرارداد را قبول میکنیم به این شروط -چند شرط بود- یکی از شرط‌ها این بود که گفتیم رئیس‌جمهورِ وقتِ آمریکا بنویسد و امضا کند که تحریمها برداشته شد؛ این جزو شرایط ما بود، جزو شرایط بنده بود؛ خب، مسئولین محترم زحمت کشیدند، تلاش کردند، عرق ریختند، [ولی] نتوانستند و این نشد و نتیجه‌اش این است که دارید مشاهده میکنید!

عده دیگه ای از اصلاح طلبا میخوان دعوا و دشمنی آمریکا با ما رو به سمت ایدئولوژی و سیاست های انقلاب اسلامی ببرن و بگن ما اگر از اسلام، استقلال، توان نظامی، فلسطین، مهدویت، ولایت فقیه و فلان و فالان دست برداریم. همه چی گل و بلبل میشه!!
 حالا جالبه در مدینه ی فاضله ی شیفتگانِ غرب یعنی آمریکا، "اسرائیل، هولوکاست و امنیت ملی کشورشون" خط قرمزِ همه جناح هاست. یعنی شما به خدا و پیغمبر میتونید توهین یا تشکیک وارد کنید اما اسرائیل هرگز! یه بازیگر آمریکایی به خاطر نقد به اسرائیل در هالیوود 20 سال ممنوع الکار شد! فلان دانشمند و نویسنده به خاطر سوال درباره هولوکاست از زندگی ساقط میشه! و آمریکا دور تا دور ما بیشمار پایگاه نظامی داره و با اون ناو جنگی آشغالش معلوم نیست تو خلیج فارس چه غلطی میکنه! پافشاری و پایمردی روی اصول و خطوط قرمز رو اتفاقا باید از اونها یاد گرفت! پای منافع ملیشون وسط باشه با هیچ کس شوخی ندارن..  
اون وقت روشنفکرای احمق ایرانی با پول اجنبی و رسانه ها و روزنامه های زنجیره ای سعی میکنن بگن که اعتقاد به مهدویت، اجرای احکام اسلامی، حمایت از جببه مقاومت و حضور مستشاری در منطقه خودمون و شعار مرگ بر آمریکا باعث دردسر شده !!!.. سوال اینه : مگر مصدق به مهدویت باور داشت ؟؟!.. مگر مصدق ضد اسراییل بود ؟؟!!.. مگر مصدق سفارت امریکا رو اشغال کرده بود ؟!!.. مگر مصدق مرگ بر امریکا میگفت ؟ .. مگر مصدق خواهان تشکیل قدرت منطقه ای و جهانی بود که ازش ترسیدند ؟؟!.. مگه مصدق نگفت امریکا بیاد وارد صنعت نفت بشه ؟؟!!.. پس چرا بر علیه‌ش کودتا کردند ؟؟!!
 وقتی هیتلر به انگلیس تذکر میداد و زمانی که انگلیس با المان وارد جنگ شد بخاطر لهستان !!!!!، المان ابرقدرت یکه‌تاز جهان بود و هنوز امریکا ابر قدرت نشده بود!!.. اگر انگلیسیها مثل تیم مذاکره کننده ایرانی از ترس ابرقدرتی هیتلر، زانو میزدند طبق نظریات مورخین غربی الان المان مالک جهان بود! ابرقدرتها هم مثل هر موجودی ، ظهور و اوج و افول دارند ... به مکتوبات نوام چامسکی امریکایی در مورد افول ابر قدرتی امریکا رجوع کنید ... ضمنا ما هم کف بازار بودیم .. اونموقع مردم بهتر و راحتتر معامله میکردند تا بعد برجام.. خب ما هم تووی همین کشوریم .. و البته هر ملتی به اندازه جربزه‌ش نون میخوره نه بیشتر ... برای همین الان انگلیسیها صاحب رای در شورای امنیتتد نه ایرانیها !!!!
پلن C : آقای روحانی و طرفداران برجام ، شرعا و عرفا باید ضمن عذرخواهی از مخاطبان باید یکبار دیگه نظراتشون در معرض رای قرار بگیره. چرا ؟؟!
چون در عقد وکالت شرعی و عرفی اگر کسی متعهد به انجام کاری با شیوه مشخصی شد و به هر دلیل موفق به اجرای موارد وکالتش نشد وکالت ، شرعا فسخ میشه .. آقای روحانی مدعی شد اشکال کار قبلیها که خودشم جزوشون هست !!، این بوده که رفتند با رعایا چونه زنی کردند در حالیکه باید رفت و کدخدا رو دید و ده رو چاپید !!!... حالا ایشون بعد از انجام همه تعهداتش میگه من از اول میدونستنم کدخدا دروغگو و بد عهده و میخوام برم با رعایای اروپاییش چونه زنی کنم !!!... این کار روحانی شرعا غشّ در معامله هست و الان بینی و بین الله وکیل مردم نیست چون صورت مساله رو کلا عوض کرد اونم بعد از خسارتهای مادی و معنوی بسیاری که زد از بتن ریزی در راکتور تا از بین بردن صنعت هوافضا و توقف توان و صنعت موشکی... مگر اینکه انتخاباتی بشه و ملت دوباره با اکثریت اراء بهش رای بدن با عقد شرعی شرایط جدید ...وگرنه اگر قرار به چونه زنی با اروپاییها بود که قبلا خودش این کار رو کرده بود و صنعت هسته ای رو به تیغ تعلیق سپرده بود!
صرفا جهت یادآوری: 
حسن روحانی در کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای، نگاه خود به کشورهای اروپایی و آمریکایی را به طور کامل شرح می‌دهد و به نظر می‌رسد، بر اساس همین نگاه، تیم مذاکره کننده را مأمور به مذاکره مستقیم با آمریکا کرده است.
وی در این کتاب می‌نویسد: "در مجموعه معادلات قدرت‌های بیرونی، یک قدرت بزرگ (یعنی آمریکا) همواره مخالف روند مذاکرات ما با سه کشور بود و لذا طبیعی بود که این روند با مشکلاتی مواجه شود، البته مذاکره با اروپا بهترین گزینه برای همکاری نبود، ولی انتخاب بهتری هم نداشتیم. 
من با بیانی در یک مصاحبه مطبوعاتی در سال 1383 گفتم که مابین دوچرخه و پیکان مخیر بودیم. دوچرخه غیرمتعدها و پیکان، همان انگلیس به اضافه فرانسه و آلمان بودند. بنز هم، (آمریکا) بود، ولی ما اجازه نداشتیم از آن استفاده کنیم. پس، ناچار شدیم بین آن دو، پیکان را انتخاب کنیم. در این حالت، دیگر نباید توقع بنز از ما داشته باشید، البته اروپایی‌های از این مصاحبه کمی مکدر شده بودند."
(حسن روحانی، کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای 1390. ص 255)
پلن D: رای به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور توسط مجلس هست. مجلسی که قرار بود عصاره فضایل یک ملت و خانه ملت باشه! 
حالا شما فکر میکنید روحانی و تیم مذاکره کننده که روزی به خودشون مدال افتخار و 750 عدد سکه دادن، الان از ملت عذرخواهی میکنن؟!! اینا جیب ما رو نزنن عذرخواهی پیشکش! قوه قضاییه و اصلا کدوم قاضی جرات میکنه از اینا بپرسه تا الان چه کار کردید و چه کارنامه ای از خودتون به جا گذاشتید؟ این مجلس فشل و ضایعی که سه بار حتی نتونسته یه وزیر رو استیضاح کنه، میتونه از رئیس جمهور باز خواست کنه یا رای عدم کفایت سیاسی بده؟!! همون مجلسی که با لابی لاریجانی در 20 دقیقه برجام رو تصویب کرد؟! الان فرق روحانی با بنی صدر در چیه؟ اونم با یه فکر غلط و تاکتیک اشتباه نظامی باعث سقوط خرمشهر شدو روحانی 90 درصد توان هسته ای ایران رو از بین برد و اون راکتور آب سنگین اراک که الی الابد نمیشه ازش استفاده کرد.. (رای و استیضاح مجلس خیلی بعیده و شبیه معجزه است اگر اتفاق بیفته! مگر خدا خودش کمک کنه و وجدانهای خفته ای رو بیدار کنه.. یا عقلشون رو به کار بندازن و ببینن برای ادامه ی وزارت و وکالت باید جمهوری اسلامی باشه که شما درش مسئول باشید! یعنی به خاطر خودشون و دنیای خودشون هم که شده یه حرکتی بکنن! خدا رو چه دیدید؟ عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!)
بالاتر از اون، همین شورای نگهبان عزیز! که هرچی میکشیم از ساده انگاری و مصلحت سنجی های اینهاست.. میگیم کارنامه ی میرحسین موسوی و کروبی و سابقه مدیریت افتضاحشون در دهه شصت رو از یاد برده بودند و باز تایید صلاحیتشون کردن، جناب روحانی که جلوی چشمشون بود، 4 سال اش رو که دیدند باز چرا تایید صلاحیتش کردن؟ کدوم معاهده بین المللی هست که این آقایون ازش به سلامت و بدون خسارت و افتضاح خارج شده باشن؟ بیانیه الجزایر/ مک فارلین/ تعلیق هسته ای بدست همین روحانی در زمان خاتمی.. مگه از اونها تجربه بدست آورد که باز مسئولیت مذاکره در این امر مهم رو سپردن بهش؟ که باز تجربه کنه؟!! چقدر؟ چند بار؟ واقعا خواص جامعه مُردن؟  اون بار هیچکس ازش باز خواست نکرد! به احدی جواب پس نداد و پشت سر دروغ های متعدد و فرافکنی هاش قایم شد.. حالا هم.. 

مهدی محمدی نوشته:
امریکا از برجام خارج شد. اکنون دیگر توافقی وجود ندارد چرا که قول و قراری در میان نمانده است. نمایش ترامپ هم بی مایه بود. معلوم بود امید بسته که فشار بیاورد امتیازگیری حتمی است. شاید هم آدرس هایی گرفته. من امید داشتم آقای روحانی به خاطر خودش هم که شده قدرتمند و مستحکم موضع بگیرد اما نطق رییس جمهور بسیار بی رمق و ضعیف بود. روحانی عملا به امریکا گفت توهین به ایران و زدن زیر میز توافق با ایران هیچ هزینه ای ندارد. این موضعگیری بی گمان امریکا را بیشتر ترغیب خواهد کرد که با فشار بیشتر می تواند نتیجه بگیرد. با این مواضع، ایشان مشخصا مسئول همه تحریم ها ‌و فشارهایی است که از راه خواهد رسید. ساده دلانه امیدوارم روحانی لختی بیندیشد که وضع فعلی آیا جز اینکه امریکا متقاعد شده ‘ فشار جواب می دهد’ علت دیگری دارد؟ روزهای آینده حیاتی است. من به جای واشینگتن به تهران نگاه میکنم.
دکتر سید یاسر جبرائیلی میگه: 
همانگونه که رئیس کل بانک مرکزی ایران گفته است، ایران از برجام تقریبا هیچ عایدی نداشت. مهم‌ترین تحریم هایی که باید برداشته می‌شد تحریم‌های مالی بود که آمریکا نه تنها این تحریم ها را لغو نکرد، بلکه تحریم های جدیدی علیه ایران اعمال کرد.
ایران هرچند نفت بیشتری فروخت، اما دسترسی به دلارهای نفتی بسیار محدود بود و نسبت به قبل از برجام تفاوتی نکرد. باید گفت ایران در سال های گذشته با تحریم ها و بدون برجام زندگی کرده است و پایان برجام تاثیری بر اقتصاد ایران نخواهد گذاشت. در مقابل، پس از اجرای برجام بازار ایران به روی کالاها و خدمات خارجی گشوده شد و به منفی شدن ۸۰ درصدی تراز تجاری ایران با ۲۰ کشور منجر شد.
ایران در دو سال گذشته بالغ بر ۳۰ میلیارد دلار کسری حساب سرمایه تجربه کرده است. ترازی که قبل از برجام مثبت بود.
واردات ایران از اروپا 21 میلیارد دلاره و تجارت اروپا و آمریکا 600 میلیارد دلار. به نظرتون اروپاییها، آمریکا رو رها کرده و به سمت ایران میان؟ تجربه های قبلی ما و کارنامه ی اروپاییها و نحوه تعاملشون با ما چی میگه؟! بیایید دعا کنیم دولتمردان دوباره فریب نخورن که با موضع گیری های جدید آقای روحانی بعیده از پرستش گوساله ی سامری برجام که تنها دستاورد دولت 5 ساله اش هست دست برداره! برای نجات باید منتظر یک معجزه از جانب خدا یا قدرتِ مطالبه ی مردم و افکار عمومی باشیم! 
* این ویدئوی جالب (+) تو فرانسه ضبط شده از اروپاییها خواستن خودشون رو بذارن جای ما ایرانیها! جوابایی که میدن و راهکارهاشون جالبه.. یعنی اگر خود اروپاییها هم بیان بگن دیگه به ما اعتماد نکنید به خاطر بلاهایی که دولت هامون سرتون آوردن، روحانی و ظریف باور نمیکنن و در برجام باقی میماننننننند! آقا ما نمیخوایم پاسوز تو بشیم، کی رو باید ببینیم؟! 
5. پلن E: همچنان در خماری برجام!/ به قلم محمد ایمانی (+)
برجام طوری – به تعبیر تایم- «سر هم‌بندی» شده که در هر دو صورتِ بودن یا کنار کشیدن آمریکا از آن، ایران متضرر شود. آمریکا ابتدا عصاره و عایدی برجام را مکید و اکنون از تفاله آن بهره‌برداری می‌کند؛ نظیر شوک‌های اقتصادی روانی به افکار عمومی و تهدید شرکت‌ها و بانک‌های خارجی.
انسان متاسف می‌شود وقتی به یاد می‌آورد که می‌گفتند «مدیریت ما، مدیریت ژنرال‌هاست نه گروهبان ها»، «من دیپلمات و حقوقدانم، سرهنگ نیستم»، «مردم نوکر نمی‌خواهند، مدیر کاربلد می‌خواهند». یک سال قبل (27 اردیبهشت 96) آقای روحانی در اردبیل گفت «بابا جمعه تموم میشه و شنبه میاد. چه جور آب و صابون بیاریم، رویتان را بشوریم؟... کاسبان تحریم! ناراحتید که تحریم‌ها رفت؟ تحریم‌ها دیگر بر نمی‌گردد. شما می‌خواهید مذاکره کنید؟ شما زبان مذاکره با دنیا را بلد نیستید». یک دغدغه مهم این است که برخی دولتمردان در این 27 ماهه پس از اجرای برجام و حتی در چند ماه اخیر، تصور کردند چون توافق کرده‌اند، بنابراین دشمن آتش بس جنگ اقتصادی داده است؛ حال آنکه دشمن به تدریج در طول همین دوره در حال دور زدن یکایک تعهدات خود درباره برداشتن تحریم‌های هواپیمایی و نفتی و بانکی و مالی بوده است. اتلاف وقت دوباره با اروپا چنین تداعی می‌کند که هنوز هم برخی سیاسیون از خواب‌زدگی و رویااندیشی منصرف نشده‌اند.

6. دیدی که چگونه گور "برجام" گرفت؟!/ به قلم محمد زندی (+)
آن وعده‌های سَر خرمن و نمایش درِ باغِ سبز را بخاطر بیاوریم: «سانتریفیوژ باید بچرخد اما چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد.»، «تحریم‌های باید از بین برود تا سرمایه بیاید و مشکل محیط‌زیست، ‌اشتغال و آبِ خوردن مردم حل شود.»، «در روز اجرای برجام، همه تحریم‌ها بالمره لغو خواهد شد و نه تعلیق.»، «برجام فتح‌الفتوح است.»، «برجام مانند آفتاب تابان بود.»، «برجام را خدا آورد.»، «برجام معجزه قرن و بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ ایران است.»، «برجام نشانه تسلیم همه قدرت‌های بزرگ در برابر اراده ملت ایران است.»، «پیروزی برجام بزرگ‌تر از فتح خرمشهر بود.»!
آن معرکه خَر بِرفت و خَر بِرفت را دوباره به نظاره بنشینیم: «با برجام، هر دلار هزار تومان می‌شود.»، «خسارت تاخیر در برجام، روزانه 400 میلیارد تومان است.»، «برجام باید به عنوان یک افتخار ملی در مدارس تدریس شود.»، «برجام در نگاهی کلی، بدون شک موفقیت بزرگی است.»، «اگر برجام نبود، گزینه بعدی جنگ بود.»، «منتظر هجوم سرمایه‌ خارجی بعد از برجام باشید.»، «با برجام، بذر اقتصاد ایران به ثمر می‌نشیند.»، «برجام خروج سریع کشور از رکود را رقم خواهد زد.»، «برجام متوازن است.»، «والله، والله، والله با برجام، در مسائل هسته‌ای نه با کندی روبه‌رو خواهیم شد نه توقف.»، «برجام، تاج و سند افتخار برای ملت ایران خواهد بود.»!
آن تیترهای روزنامه‌های مشاطه‌گر زنجیره‌ای را باز بخوانیم: «اینک بدون تحریم»، «فتح‌الفتوح دیپلماسی ایران»، «سد تحریم شکست»، «برچیده شدن ظرف تحریم‌ها»، «روز شکست حصر اقتصادی»، «تحریم‌ها هم رفت»، «کلید چرخید؛ ایران خندید»، «مُهر تدبیر بر پیشانی تحریم»، «پیروزی تدبیر بر تحریم»، «غروب تحریم؛ ساحل توافق»، «ظریف گُل زد؛ ایران خندید»، «تحریم به تاریخ پیوست»، «سلام بر ایران بی‌تحریم؛ خلاص شدیم»، «پیروزی بدون جنگ»، «انقلاب دیپلماسی»، «حصر ایران شکست»، «انفجار اتمی بدون بمب»، «توافق قهرمانانه ایران»، «گذار از مصدق به ظریف»، «امضای کری تضمین است.»!
اینک اما بعد از 5 سال آزگار، انگار نه انگار که این دور تسلسل باطل مجدداً به خانه اول بازگشته و عمر ملتی به هیچ و پوچ سپری شده است! 

اینم چند تا از بهترین مستند ها برای فهم شرایط موجود. خدا هرکی جشنواره عمار رو راه انداخت و مستندساز های جوون رو در این جبهه تربیت کرد با شهدای بدر و حنین محشور کنه و در دنیا و آخرت عزیز باشه.

1. لینک دانلود رایگان مستند بازی از مهدی نقویان (+) روابط و چالشهای 37 ساله ایران و آمریکا رو در بستر بازی فوتبالِ جام جهانی روایت میکنه.. عجیب فنی و. دلچسبه و صداو تدوینش فوق العاده است. از دیدن نبوغ سازندگانش شگفت زده میشید!
2. لینک دانلود رایگان مستند فروشنده 1 (+) در باره برجام و مذاکره در 5 سال اخیر. 
3. لینک دانلود رایگان مستند "پرزیدنت آکتور سینما" (+) به جنگ سرد بین شوروی و آمریکا و چگونگی فروپاشی شوروی میپردازه. سیاست های گورباچف طی 6 سال منجر به فروپاشی ابر قدرتی مثل شوروی شد. خیلی از تحلیل گران روحانی رو "گورباچفِ ایران" میدونن و همون نقش رو براش متصور هست. قضاوت پس از دیدن مستند با شماست!
4. لینک مستند 9 دقیقه ای "لبخند سرهنگ" (+) فروپاشی و سقوط لیبی پس از مذاکرات هسته ای و خلع سلاح نظامی و موشکی! 
5. لینک دانلود رایگان مستند فروشنده 2 (+) : ما سه تا صنعتِ مهم و راهبردی خودمون رو طی این 5 سال از دست دادیم یا تا حد زیادی متوقف شده. همون چیزی که رهبر گفتن آیندگان در باره ما چه قضاوتی خواند داشت؟ و گفتن خدا از سر تقصیراتشون بگذره!! 
صنعت هوافضا رو که خود دولتمردان پیش دستانه و به نشانه ی حسن نیت پای میز مذاکره کنندگان قربانی کردند و ماهواره ها به موزه منتقل شدند! 
صنعت هسته ای که بعد از امضای برجام تا 90 درصد از بین رفت و قلب رآکتور اراک با بتن پر شد و غیر قابل استفاده است. به نقش عجیب و معنا دار دکتر صالحی در این ماراتن تخریب پرداخته شده. تاریخ ها و تصمیم هاش حیرت انگیزه! اخراج صد ها کارشناس و دانشمند هسته ای و دوستان و همکاران شهید مصطفی احمدی روشن دردناکه! اشک خواهید ریخت وقتی فلان دانشمند و مسئول سایت نطنز رو در حالِ ساخت لوله های شرکت آب و فاضلاب در حوالی شهرستان خوانسار ببینید!! 
صنعت موشکی؛ مستند میگه چانه زنی ها برای برجام 2 مدت هاست آغاز شده.. فرقش اینه که محدود سازی و  اخراج دانشمندان این صنعت قبل از امضای عهد نامه کلید خورده. متخصصان این صنعت که جوونهایی دست پرورده ی شهید حسن تهرانی مقدم هستن.. مثلا فلان متخصص سوخت موشک، حالا (به برکت دولت راستگویان و درستکاران!!!) در حاشیه شهر لاستیک فروشی میکنه! 

  • دکتر یونس