بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

پیوندها
  • ۰
  • ۰

خواب میبینیم؟!

تلویزیون ویژه برنامه شهید مهدی شاه آبادی رو نشون میداد. روحانی یکی از مسجدهای تهران و فرزند آیت الله شاه آبادی که استاد عرفان امام خمینی بوده. از مردم داری و نقشش در جذب مردم و بچه ها و حتی قمار بازها به مسجد میگفت.. از تغییر و تربیت جوون ها میگفت.. میگفت یه بار زمان شاه میره تو یه قمار خونه و  با لباس روحانیت خم میشه و دست قمار بازا رو میبوسه! اونا میگن حاج آقا چرا همچو کاری میکنی؟ میخای شرمنده مون کنی؟! میگه نع.. من مدیون و شرمنده شما هام. اگر من روحانی و طلبه ی خوبی بودم. الان شما تو قمارخونه نبودید.. شما باید منو ببخشید و حلال کنید! .... بعد یکساعت قمار بازا میان  در خونه اش و میگن  اومدیم طیب و طاهر بشیم. کمکمون کن..

بعد انقلاب نماینده مردم تهران میشه در مجلس.  دور بعد هم نفر دوم ِ مجلس میشه تو تهران! به دوستش میگه تو دلم بعد از شنیدن خبر و رای بالایی که آوردم یک لحظه خوشحال شدم! باید برم جبهه خودم رو تطهیر کنم از این آلودگی نفس.. میره و شهید میشه. در افتتاحیه مجلس رو صندلیش به جاش گل گذاشته بودن..

تهرانیا از انتخاب  کی به کی رسیدن!! نماینده های مجلسمون کیا بودن چیا شدن.. ما تو هرچی در این 37 سال پیشرفت کردیم در مدیر سازی و نخبه پروری قطعا پسرفت کردیم...

  • ۹۶/۰۲/۱۸
  • دکتر یونس

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی