بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

پیوندها
  • ۰
  • ۰

خب دقیقا پارسال همین موقعا من با عزّ و جزّ و دوندگی و چسب شدن بالاخره تونستم با سفارش ال و بل از یه مقامی که حالا به نظر من هیچه ولی برا بعضیا حتمی مهم! وقت ملاقات بگیرم. چون سفارشم رو دوستشون از قبل کرده بود، لطف کردن و خیلی زود بهم وقت دادن برای هفته دیگه. دیدم منشی خوش اخلاقه به منشی گفتم: عزیز من یه سه ساعتی باس تو راه باشم تا برسم. میشه لطف کنید قرار رو برای صبح زود نگذارید! اونم لطف کرد و گفت باشه چون شمایی ساعت 11 فلان روز اینجا باشید. منم قاعدتا در پوست خودم نمیگنجیدم که واااای درست شد! خدایا شکرت.. 

بعد رفتم تقویم رو نگاه کردم دیدم ای دل غافل! عدل قرار روز عرفه است. من چطوری برم؟ چطوری اونهمه دعا رو بخونم؟ باز فکر کردم دیدم میشه برم بعد با مترو بیام حرم امام دعای عرفه رو اونجا بخونم و بعد بیام دم اتوبان وایسم و سوار اتوبوسای بین راهی بشم و برگردم خونه.. بعد دیدم خب روزه اش رو چکار کنم؟ نمیشه گرفت که.. کلن خراب میشه عرفه ام ... هی فکر کردم... هی فکر کردم.. دیدم من دو - سه ماه دویدم برای این قرار. و الان با بدبختی وقت گرفتم. حالا باید چکار بکنم؟  هی اتفاقی مطلب به چشمم میخورد درباب فضیلت و خصوصیات روزعرفه اعصابم خورد تر میشد. نماز خوندم و با خودم فکر کردم، دیوانه! بین حرف زدن با خود خدا و بنده ی خدا اونم در همچین روزی کدومش مهمتره و اولویت داره؟! گفتم همین رو به منشی میگم. اگر وقت رو عوض کرد که هیچ! اگر هم که نع که باکی نیست. 

زنگ زدم به منشی و گفتم: اِم.. اِم.. این روز که شما بهم وقت دادید روز عرفه است.میدونید؟ ممنونم که صبح زود رو کردید ظهر اما من خیلی فکر کردم، ترجیح میدم این روز رو با خدا حرف بزنم تا با دکتر فلانی! ببخشید من نمیتونم بیام. 

از اون طرف اول یه چند ثانیه ای سکوت مطلق بود بعد شوک .. با حیرت بهم گفت بذار هماهنگ کنم. قطع کردیم.

بهم زنگ زد با خنده. گفت قرار برای دو روز بعدش. ولی ساعت 7 صبح!دیگه لطفی درکار نیست. خندیدیم.

خب من مجبور شدم دو روز برای اینکار وقت بگذارم و برای اینکه به قرار ساعت 7 صبح برسم از روز قبل بار سفر ببندم و تازه نیم ساعت زودتر برسم دفترکارش! از در اتاق که رفتم تو همه با حیرت به موجود عجیب و غریبی نگاه میکردن که قرارش رو با پررویی کنسل کرده بود.. حتی خود دکتر! 

دستام از استرس میلرزید ولی فقط میخندیدم.. 3 ساعت جواب سوالاتم رو داد. خیلی خوب و با جزئیات. اولش هم ازش عذرخواهی کردم که قرار رو کنسل کردم. گفتم : من میخواستم شما از روز عرفه استفاده کنید! 

دیگه به منشیا نگاه نمیکردم.. 

پ ن: الان این که جزء سوتی ها محسوب نمیشه؟! اون دعای عرفه خیلی خوب بود. فکر کنم راجبش نوشتم. اومدم بگم فردا رو از دست ندیم. هنوز زنده ایم و باز فرصت داریم برای حرف زدن خصوصی با خدا.. منو یادتون نره، خیلی التماس دعا دارم.. 

خداوند در روز عرفه (9 ذی الحجه) به سه مکان و سه گروه از انسانها ،توجه ویژه دارد:

1.کربلا و زائران امام حسین(ع).

2.صحرای عرفات و حجاج بیت الله الحرام.

3. "هرجا" از دنیا که "دستی به سوی او بلند شود" و "دلی بشکند".

  • ۹۶/۰۶/۰۸
  • دکتر یونس

نظرات (۴)

ما هم که طبق معمول و قرار نانوشته جزو هر جایی ها هستیم  ...
وصال آن لب شیرین به خسروان دادند
 تو را (مرا) نصیب همین بس که کوهکن باشی (باشم)!
...
التماس دعای فرااااااااااااااااااااااااااااااااااااوان خیلی فراوان !
پاسخ:
ما عاشقِ هرجایی هستیم؟! نه بگو عاشقِ همیشگی.. 
سپیدارا دعا یادت نره.. امسال خیلی حرف داریم با خدا.. منو یادت نره. یمنی ها رو یادت نره.. 
در پاسخ به پیام خصوصی:
چرا؟! من عاشق این روزایی هستم که خدا وقت اختصاصی میده به بنده های نا امیدش.. اصلا عاشق خدام به خاطر همین روزای وقت اضافه برای اونایی که ضعیف ترن.. بشین امشب معنی دعای عرفه رو بخون. با دقت. همونطور که هاریسون و نلسون رو میخونی.بعد فکر کن این کلمات رو سیدالشهدا یه روزی گفته تا در طول 1400 سال برسه به تو ، تا فردا بتونی و بدونی با خدا چطور حرف بزنی.. 
اینکار رو بکن. به خاطر من. اگه رفیقیم..
  • آب‌گینه موسوی
  • می‌دونستم با بالادستی‌ها لابی داری ولی نه دیگه تا این حد! این همه نقد هم که داری و می‌نویسی، پوششه! :))

    دلِ شکسته...

     

    التماسی دعا!

     

     

    پاسخ:
    بالا دستی کیه؟ ما خودمون بالا دستِ بالادستی هائیم! دیدی چه جوری وقت ملاقات رو کنسل کردم؟ جیگرت حال اومد؟! باس بفهمن رئیس کیه!!:)
    سید منو یادت نره ها.. دعا کن ان شاالله آدم شیم.. 
    پاسخ به کامنت خصوصی :
    منم اینجا برات دعا کردم. باور کن یادت افتادم و یقین داشتم که میری.. ولی برای محکم کاری منم یه چیزایی گفتم دیگه.. تو دوستِ خوبِ خدایی. خودت نمیدونی. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">