بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

پیوندها
  • ۰
  • ۰

یه پرستار هم داشتیم تو بخشCCU، زنگ میزد پاویون یا اینترن قلب رو پیج میکرد که: «دکترررر! بیا بخش، مریض تخت فلان خوابش نمیبره، یه کم دلقک بازی در بیار تا بخوابه! »

ازونجایی که تو بیمارستان بی صاحاب تر و مظلوم تر از اینترن و دانشجوی پزشکی کسی نیست، دیدیم ما که مثل پرستارا « دفتر پرستاری» نداریم، رو استاد و مدیرگروه هم که نمیتونیم حساب کنیم؛ میگه:شما فوقش یک ماه دو ماه تو این بخش هستید و باز منم و مریضا و این پرستارا، باید طرف اونا رو بگیرم تا مریضام اذیت نشن!!

گفتیم برو به سوپر وایزر بگو، شاید اون یه تذکری بده؛ اونم گفته بود: حالا چیشده مگه؟ خب مریض چطوری بخوابه؟!

  • ۹۶/۰۶/۳۱
  • دکتر یونس

نظرات (۴)

ینی تورو پیج میکرد یا هر اینترنی؟؟
پاسخ:
من اینترن جراحی بودم! اگر منو پیج میکرد که هیچی.. ولی یه پرستار بخش نوروسرجری بود مرتب بهم میگفت: دُکی اینکار رو بکن! دُکی فلان کار مونده، دُکی پانسمان مریض رو عوض کن! دُکی خلاصه پرونده بنویس!.. خلاصه من هی کظم غیظ میکردم. آخرش یکی از پرستارا گفت زشته نگو. نمیبینی این چقدر خوبه! اونم گفت آره حیوونی خیلی خوبه هرچی بهش میگم هیچی نمیگه! ... بی تکیه گاه بودم ، شانه داری؟!
شانه هایم را برای گریه کردن دوست داری؟؟!
پاسخ:
شانه هایت را برای تکیه کردن دوست دارم!
  • آب‌گینه موسوی
  • :)))

    پس شما دکتر پرستارا از دستِ خودتان هم شاکی و زخمی هستید! 
    پاسخ:
    اونا بیشتر زخمی میکنن. ما به خاطر مریضا معمولا کوتاه میاییم..
  • آب‌گینه موسوی
  • اجرکم عنداللّه!
    پاسخ:
    انجام وظیفه است . تقبل الله!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">