بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

پیوندها

۴ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

ای کسانیکه ایمان آورده اید! یهود و نصاری را ولی (و دوست و تکیه گاه خود) انتخاب نکنید. آنها اولیای یکدیگرند. و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند! خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمیکند. (51)

(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است  میبینی که در دوستی با آنان ، بر یکدیگر پیشی میگیرند! و میگویند:" میترسیم حادثه ای برای ما اتفاق بیفتد(و نیاز به کمک آنها داشته باشیم)". شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود ( به نفع مسلمانان) پیش بیاورد و این دسته از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند! (52)

آنها که ایمان آورده اند میگویند:" آیا این (منافقان) همانها هستند که با نهایت تاکید به خدا سوگند یاد کردند که با شما هستند؟!(چرا کارشان به اینجا رسید؟)". آری اعمالشان نابود گشت و زیانکار شدند.(53)

ای کسانیکه ایمان آورده اید! هر کس از شما ، از آیین خود باز گردد (به خدا زیانی نمیرساند) خداوند جمعیتی را می آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند. در برابر مومنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند. آنها در راه خدا جهاد میکنند و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند...(54) 

آیات سوره مائده . عربیش رو حتما بخونید یه مزه اصل و اوریجینالی داره. چقدر لحن خدا جذابه! به حساب من خدا 20 ویژگی برا اینایی که رفتن سمت یهود و نصاری ذکر کرده: 1. رو ایمانشون بحثه! /2:از اونا هستن /3: ستمکارند/ 4:خدا دیگه هدایتشون نمیکنه/ 5:دلشون بیماره/ 6: واسه یهود و نصاری سرو دست میشکنن! (فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم!)/ 7:میترسن/8: از ترسشون هست که دوگانه سوز هستن!/ 9: یه چیزایی رو تو دلشون پنهون کردن/ 10: پشیمون میشن/ 11:مایه تعجب افراد با ایمان هستند!/ 12:اعمالشون نابود میشه/ 13: زیانکارند/ 14: از آیین خودشون برگشتن!/ 15: خدا دوستشون نداره/ 16: اونها هم خدا رو دوست ندارن/ 17:در برابر مومنان متواضع نیستند!/ 18: در مقابل کافران سرسخت و نیرومند نیستن!/ 19:در راه خدا جهاد نمیکنند!/ 20: از سرزنش ملامتگران میترسند!

پ ن 1:شماچیز دیگه ای دستگیرتون میشه؟ مثلا به نظر من طبق آیه 53 "منافق و دروغگو" هم هستن چون سوگند یاد کردن با مان اما در حقیقت با اونان!

پ ن2:خدا جمعیتی رو میاره که دوستشون داره (خب یعنی شما رو دوست نداره) و اونها هم خدا رو دوست دارن! (یعنی شما هم خدا رو دوست ندارید). طبق روایات از معصومین مراد از این جمعیت: امام علی (ع) در فتح خیبر/ سلمان فارسی و هم وطنانش (ایرانیان)/ یاران حضرت مهدی(عج) هستند.

آیه 55 و 56 هم راجب ولایت خدا و پیامبر و افراد با ایمانه.. چقدر قشنگ ولایت فقیه اثبات میشه.. شان نزولش چه داستان قشنگیه. خوب برید خودتون بخونید دیگه.. مگه قرآن همراه با شرح آیات منتخب ندارید؟!

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

صبح از پولهای مانده از سفر کربلا.. همانها که خرج نشد.. بالاخره کتاب "شرح اسم" را خریدم. "آینه گردانی" را هم... بعد از ساعتی که رسیدم خانه تا 10 شب کتاب را ورق ورق زنان خوانده بودم.. نفهمیده بودم خورشید غروب کرده.. شب شده .. گردنم درد گرفته بود. مثلا قرار بود کتاب نخوانم و فقط عکس های آخر کتاب را ببینم...

کتاب "شرح اسم" ، خاطرات و زندگینامه آقا "سید علی خامنه ای" ست از تولد 1318 تا 1357. به کوشش هدایت الله بهبودی. بسیار بسیار زیباست. مثلا من نمیدانستم اقا متولد 29 فروردین است  و نه تیر! و باهوش ترین طلبه ی زمان خودش در مشهد بوده. در 17 سالگی سطح را تمام میکند و درس خارج را شروع میکند. در 24 سالگی به درجه اجتهاد میرسد.. دروس جدید و دبیرستان را هم شبانه میخوانده.. البته میدانستم تمام رمانهای زمان خودش را خوانده. اینقدر کتاب و درس و رمان و شعر میخواند که نمره ی چشمش از 1.75 میشود 5.. کلا از شخصیت پدرش آقا سید جواد خیلی خوشم آمد. چقدر سختی کشید. در 2 سالگی پدرش را از دست داد. در 18 سالگی مادرش را.. بعد رفت مشهد.. بعد در 40 سالگی همسرش فوت کرد و سه تا دختر برایش ماند تا با خدیجه خانم ازدواج کرد.آقا با پدرش 45 سال تفاوت سنی دارد.. پدرش روحیات جالبی دارد.. از ساده زیستی. فقر اختیاری. بی توجهی به دنیا. خانه ی محقر یک اتاقه شان+زیرزمین. درس دادنش به سید محمد و سید علی. سیلی زدنش! بوسیدنشان در خواب. ولی کلن مثل بابای آیت الله بهجت خیلی "نع" می آورده! مثلا وقتی 16 تومان به آقا نمیدهد که عینک بخرد میگوید میخواهی صورتت را تزیین کنی!! چقدر حرص خوردم..یا نمیخواهد نجف بمانی. نمیخواهد بروی قم..

نمیدانستم حضرت آقا از نسل مادری به میرداماد میرسند.  البته میدانستم شیخ محمد خیابانی از رهبران قیام تبریز که به شهادت رسید، شوهر عمه ی آقا بوده! خاطرات زندان آقا برایم جانکاه و سخت بود. به خصوص با تجربه ای که از کتاب عزت شاهی داشتم، میدانستم خیلی از وقایع کلمه نمیشود.. به قلم نمی آید. عکس زندانش با 180 سانتی متر قد و 58 کیلو!، بی موی سر و محاسن تراشیده عجیب غمگینانه بود..بعد انقلاب ساواکی و بازپرسش را میبخشد! این را کجای دلم بگذارم؟

از همان روزها قشنگ معلوم است این مرد پتانسیل این را دارد که عشق ما باشد. هزار وجه دارد و تک بعدی نیست. اگر فقیه و مرجع و مبارز و انقلابی و هنرمند و شاعر هم نبود. اگر اینقدر شجاع و جسور و ساده و مهربان هم نبود. اگر اینقدر بی ادعا و بزرگوار و ساده زیست و خوش فکر و باهوش هم نبود. اگر صدایش آنقدر هم قشنگ نبود که با صوت تلاوت قرآنش دلها را نرم کند و با صوت دلنشین نمازش آتش اعتصاب و خشم کمونیست ها را در کارخانه بخواباند.. حتی حالا که آن صدای زیبا بعد از انفجار مسجد ابوذر زخم برداشته..  فقط به خاطر اینهمه کتابخوانی و کتاب دوستی اش ، دوستش میداشتم... به خاطر اینهمه نوع دوستی اش که میرود به همسر هم سلولی مسیحی اش خبر سلامتی شویش را میدهد و زن ارمنی حیران میماند که یک روحانی شیعه زنگ در خانه شان را زده تا بهشان کمک کند... یا سلیقه جالبش در انتخاب استاد درس خارجش در قم.. یا فقر و نداری و پول قرض کردنهایش .. یا وقتی حتی یک ریال هم ندارد که باهاش نان بخرد و صبح بدون صبحانه و ناهار میرود سر کلاس استادش.. یا بی پولی اش سر بدنیا آمدن فرزند اولش مصطفی و بعد قهر کردنش که چند ماه شهریه نمیگیرد...

کتاب روایت صادقانه و شیرینی ست از کودکی و جوانی مرد مهربانی که حالا تمام دنیا را انگشت به دهان نگاه داشته..

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

در آبان سال 1392 ماجدالماجد سعودی به سفارت ایران در لبنان حمله کرد. 23 نفر در این "حمله ی تروریستی" شهید و 146 نفر زخمی شدند. دولت تدبیر و امید و "دیپلماسی بالکنی و توئیتری!" سکوت کرد. ما سکوت کردیم.


در فروردین 1394 عربستان سعودی در حمله به یمن، سفارت ایران در یمن را با حمله موشکی تخریب کرد. دولت تدبیر و امید و سیاست برد - برد سکوت کرد. ما سکوت کردیم.

در فروردین 1394 دو مامور فرودگاه عربستانی به دو نوجوان زائر ایرانی تجاوز کردند. دولت عربستان که در سال 1322 یک زائر ایرانی که به دلیل بیماری در مسجدالحرام استفراغ کرده بود را در ملا عام گردن زده بود از کنار تجاوز مامورانش به راحتی گذشت! چون دولت تدبیر و امید و بازگرداننده احترام به پاسپورت ایرانی! سکوت کرد. ما هم سکوت کردیم.

در تابستان 1394با ادامه ی جنگ عربستان و حملات هوایی عربستان به یمن، در یمن تنها و زخمی و بی پناه وضعیت هشدار از نظر منابع غذایی و دارویی بوجود آمد. ایران اقلام دارویی و غذایی را با تبلیغات فراوان! از طریق کشتی نجات و هواپیما به یمن فرستاد. هواپیما توسط جنگنده های سعودی محاصره و اجازه ورود به یمن را پیدا نکرد. کشتی نجات هم با یک تماس تلفنی جان کری به ظریف در سکوت خبری به ایران بازگشت! ما سکوت کردیم.

 در 2مهر1394 در فاجعه منا قریب به 7 هزار زائر خانه ی خدا و 500 ایرانی تشنه کشته شدند. عربستان نه تنها عذر خواهی نکرد بلکه به بالاترین مقامات دولت  ایران هم ویزا نداد و وزیر بهداشت از طریق کشور دیگری ویزا گرفت.دولت تدبیر و امید و دیپلماسی "روبان کوچک مشکی" سکوت کرد. اما رهبر دیگر سکوت نکرد و عربستان را تهدید به "پاسخ سخت و خشن" کرد تا جنازه ی زائران ایرانی به کشور بازگردد. ما گریستیم.


در دی 1394 عربستان در اقدامی وحشیانه و حساب شده  "شیخ نمر" رهبر شیعیان را به شهادت رساند.دولت تدبیر و امید و توافق با استکبار گران! سکوت کرد. ما در بهت و حیرت گریستیم.

در طول 2 سال اخیر دولت تدبیر و امید و سیاست برد- برد!، کارشکنی برای کاهش قیمت نفت و کثافت کاری های عربستان در تجهیز تروریست های داعش در عراق و سوریه و شهادت بهترین جوانان ایرانی مدافع حرم را نادیده گرفت. سکوت کرد. نتیجه اینکه بعد از دو حمله تروریستی به سفارت های ایران توسط عربستان ، حالا این دولت عربستان است که به دلیل تجمع مشهدی ها و تخریب کنسولگری اش در مشهد با ایران قطع رابطه کرده!!! این را کجای دلمان بگذاریم؟؟! آیا پاسخ انفعال و سکوت و بی تدبیری چیزی جز این میتواند باشد؟! چه کند "گل سرخ" در روزگار اینهمه خواری؟!


پ ن1: خداوند روحانیونی مثل "آیت الله خامنه ای" ،"شیخ نمر" و "شیخ ابراهیم زگزاگی" را به ما نشان داد تا تفاوت بین روحانیان اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی را درک کنیم. تفاوت در مبنا، عقیده ، روش، سلوک و سبک زندگی و گفتمان و عاقبت...

پ ن2: سازمان ملل هم ایران را محکوم کرد! سکوت مطلق در مقابل تجاوز به سفارت های ایران در دنیا و کشتار شیعیان و جنایات عربستان اما یک سنگ پرانی به کنسولگری عربستان را تاب نمی آورند! معلوم نیست سازمان ملل است یا سازمان آمریکا و اسرائیل!!

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

و تا هنوز شیعیان دو گروه اند
یکی تیر می خورد و یکی مدال می گیرد
یکی تبعید می شود و یکی تبلیغ می شود
با اتصال دائم و پر سرعت به هر چیز...
آن سوی مرز
مردی با چهره ای خونین
عمامه ای گلگون
و خونی که بند نمی آید
با چار زخم عمیق در سینه
این سوی مرز
مردی که صبح به صبح
دوش شیر می گیرد
و نطق می کند ..

آن سوی مرز
نان نیست
گلوله نیست
دارو نیست
ما در محاصره ایم و خدا هست
فقط دعا و گلوله بفرستید
این سوی مرز ولی
مردی با نوزده پست و مقام
باز مدیر می شود
وزیر می شود
و انتفاضه ی سوم آن سوی مرز است
در الخلیل و غزه،
در زاریا، عدن،
تعز و حلب
این سو ولی انتفاضه ی سکوت و بی خیالی ست
این سو جز آنفلونزا و بیکاری
جز خورد وخواب
جز تعظیم در برابر برجام
چیزی نمانده است
آن سو گلوله نیست، تسلیم نیست
این سو پر است از روبات هایی که خم می شوند
از روبان های سیاه
از شوالیه و تسلیت برای جمعه ی پاریسی
امضای دفتر یادبود سفارت
از یکشنبه های زاریا خبری نیست
دوشنبه های زینبیه
سه شنبه های ضاحیه و
چارشنبه های غزه
پنجشنبه ها
سر بریده می آورند از تنورهای حلب
این سوی مرز ولی
دخیل می بندند به کاخ الیزه
و جمعه هایشان در شانزه لیزه می گذرد
صحابیون شنگن و بشکن بشکن
بادمجان های دور واشنگتن دیسی
این سوی مرز
ستاره ها را عقیم می کنند
و خم می شوند در برابر قطعنامه ی چاقو
به لوموند و فیگارو
اعتماد می کنند
عالی جنابانی که ساعت ده صبح
بیدار می شوند
و خط ارتباطی شان با ضاحیه قطع است
و زاریا را اصلا قبول ندارند
برج البراجنه شان ایفل است
ضاحیه شان برج پیزا
قسمت نشد پپرونی بخورند
با قهوه ی فرانسوی قجری
مدام می گوید:
مسیو را بگیر برایم!
آن سوی مرز خمینیون "امن یجیب" می خوانند
به عشق خامنه ای گلوله می خورند
از شیخ عیسی به باقرالنمر
از باقرالنمر به شیخ ابراهیم
از شیخ ابراهیم به نصرالله
ما در محاصره ایم
گلوله و دعا بفرستید
این سوی مرز
عالی جناب رفته غسل شیر به جا بیاورد
آن سوی مرز
سر بریده می آورند از زینبیه
این سوی مرز
شمع روشن کرده اند
در میدان محسنی
شوالیه ها و خوک ها و شراب ها
آن سوی مرز صدای گریه می آید
از خانه ی شیخ ابراهیم
ام البنین خانه ی شیخ معلوم نیست کجاست
هست، نیست، نیست، هست
"ای مادر علی
ای مادر چهار شهید
چه کند گل سرخ"
در روزگار این همه خواری؟
این سوی مرز
آقای عین می آید، نمی آید، می آید، نمی آید
آرمان تلنگر می زند به اعتماد
آقای هیچ
سرلیست حزب بی خیالی و مردم!
تزریق پول و زهرماری
به معتادان پنجاه ساله ی اقتصادی
تولید درد و دود
آن سوی مرز
با سنگ و دست خالی به خیابان آمده اند
این سو با بیل و کلنگ
افتاده اند به جان دانش و آگاهی
مردان بی سو و بی سر
مردان خاموش
مردان اخته و هویج و لبو و بستنی قیفی
آن سوی مرز
زنی روزی هزار مرتبه می میرد
و می دود به سوی قتلگاه چهار شهیدش
این سوی مرز
زنی به فکر
اصلاح نژاد شاهین
برای شانه ی اعراب
از تارو پود ریزگرد و فتنه
تبلیغ می کنند
آب زرشک را و لیبرالیسم بی خیالی را
صعود دلار و سقوط دوغ
جنجال جام و جادوی برجام
این سوی مرز
بناست اچ آی وی
با سگ و شوالیه و شراب
وبا سفارت فنارسه و جان کری و شیرپاستورریزه
خواهرخوانده شوند با هم
از اعتماد به ابتکار
از آرمان به سیاست روز
او می آید ، نمی آید، می آید ، نمی آید
این سوی مرز
عرض کندولانس و تسلیت و لاس های دیپلماتیک
آن سوی مرز
خمینیون تازه بی هیچ نسبتی به نام و خون خمینی
با هفت هزار شهید یمنی
هزار شهید تازه ی نیجریه
این سوی مرز
لطفا چراغ ها خاموش!
دهان ها بسته!
آن سوی مرز حماسه است و گریه
می بینی آقا روح الله!
اطراف خانه ات خبری نیست
تو رفته ای آن سو
در زاریا و ضاحیه و غزه
و تیر خورده ای
عمامه ات خونین است
تمام مصطفاهایت را کشتند!
نکند آقاروح الله!
تویی که داری گریه می کنی
با چشم های خونی زاکزاکی!

پ ن1: شعر از علی رضا قزوه.. بعضی ها اگر چند تا سگ در شیراز کشته بشوند یقه ی خود را پاره میکنند.. چند هزار انسان در نیجریه کشته شده اند و حضرات همچنان لال مانی گرفته اند... انگار نه انگار.. کور و کر و لال که قرآن میگوید چطور تفسیر تصویری بشود که آدم فهم بکند.. خدایا به ما صبر بده.. تا این خفت و خواری را تحمل بکنیم.. خدایا به ما صبر بده تا کشته شدن برادران و خواهرانمان را تاب بیاوریم..

پ ن2: ممنونم از "در محضر دوست" برای سرپا کردن دوباره ی بیمارستان..

  • دکتر یونس