بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

پیوندها

۹ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

خب دیگه چراغا رو روشن کنید میخوام از خودم تعریف کنم! 

به صدقِ سخن و درستی تحلیل اینجانب پی بردید یا نع؟!  واقعا یار در خانه و شما تشنه لبان گردِ جهان میگردید!  قدر نمیدونید! از سال 84 این روزها رو دیدم. از سال 84 وقتی  ملت گاوگیجه گرفته بودن  که از بین اینننننهمه اصولگرا به کی رای بدن و مخیر بودن بین جناب لاریجانی و  و ال و بل ذاتِ  "دوگانه سوز" این جناب را دیدیم و هشدار دادیم! وقتی حوزه علمیه قم! ایشان را کاندید اصلحِ خود معرفی کرد! این روزها را میدیدم. وقتی سال 88 ساکتِ فتنه بود و گوشه نشسته بود غباری به دامنش ننشینه این روز ها رو میدیدم. بله عزیز! بعضیا با تصویب 20 دقیقه ای برجام و عکس یادگاریش با راس فتنه از خواب تازه بیدار شدن! شما پتو رو بکش رو سرت، شبا سرده نچّای! 

اگه یه دانشجوی یه لاقبایِ سیاست ندار از کنار هم گذاشتن تاریخ و اخبار و حرفها میتونه قدم بعدی رو پیش بینی کنه، پس استخون خورد کرده های عالم سیاست که ادعایِ گنده لاتی و هنر سیاست ورزی دارن دقیقا داشتن چه غلطی میکردن؟

اینقدر تو این مملکت قحط الرجاله که یه آخوند با شناسنامه و فامیلی المثنی میتونه به بهانه ی مدرک دکتری 18 سال کثیر السفر باشه در اروپا گردی! و  یه بار ایران رو در قضیه مک فارلین، یکبار در تعلیق انرژی هسته ایش  و حالا هم در برجام زمین گیر کنه؟! 

خیلی اتفاقی وزیر امور خارجه اش (ظریف جان) هم از نوجوانی تو آمریکا بزرگ شده و خیلی اتفاقی از تیم مذاکره کننده تا دفتر ریاست جمهوری جاسوس بیرون میاد! والله خیر حافظا! خسته نباشید برادرا! 

خیلی اتفاقی ظریف جان معنی تکیه کلاما و ضرب المثل های کوچه بازاری آمریکاییها رو بلده اما معنی کلمه suspend  رو نمیدونسته! خیلی اتفاقی 4 سال در هتلهای 5 ستاره اروپا حیف و میل نمودن سرمایه مملکت رو نتیجه اش شد متن شکننده و پر اشتباه برجام! 

حالا هم به جای عذرخواهی و قبول مسئولیتِ این گندِ دامنه دار، یکبار توپ را در زمین رهبر می اندازند که اصلا کار  در این سطح زیر نظر رهبر بود! مام کور بودیم یادمون نیست" آنچه مرقوم فرمودید" را! سکه ها و مدالها هم بدلیل خوشگلیِ تیم مذاکره کننده بین جَواسیس محترم خیرات شد!  بار دیگر فوکوس میکنند روی دیوانگی ترامپ! رسانه ملی و مجلس و نخبگان سیاسی  یک خطا رو موازی با هم مرتکب میشن. مرتب به مردم القا میکنن که ترامپ دیوانه است!  نه عزیزم! ترامپ دیوانه نیست، اونیکه برجام رو نوشت و امضا کرد و گفت امضای کری تضمینه دیوونه است! اونیکه به جاسوس، مدال و سکه میده دیوونه است! اونیکه دیپلماسی بالکنی و توئیتری و ایمیلی بلده و نهایت ِ همتش میشه خودکار پرت کردن و سلفی گرفتن سر میز مذاکره مثل ندید بدید ها ، اون دیوونه است! 

 نفس مذاکره اینچنینی با تیمی که قبلا بار ها و بارها (مثلا در بیانیه الجزایر) جز شکست چیزی به ارمغان نیاورده بود خطا بود. مذاکره توسط این آقایون و با غرب و اعتماد بهشون خطا و اون متن شکننده برجام خطا اندر خطا بود. این استراتژی دولت و غربگراهاست  تا از زیر بار پاسخدهی به مردم برای برجام پرهزینه شونه خالی کنن! ظریف که دیشب میگفت 9 تا نامه به موگرینی نوشتم!!! در اعتراض به سیاست های آقای ترامپ!! شما فکر کن "نامه"!! میدونی نامه چقدر سخت تر از توئیته؟! به خدا من راضی نیستم اینقدر به خودشون فشار میارن، باز کمر درد میشن دوباره!

 4 سال با  وعده و نمایش مذاکره وقت و انرژی و پول ملت حروم شد. 4 سال بعد هم باید گندِ برجام رو جمع کنن!  حالا کاسه گدایی دست گرفتن جلو اروپا. خب همون دست رو بگذار رو زانوت و یاعلی بگو و کار کن!  بی همتی و  تنبلی و اشرافیگری در ذات این دولته. قابل درمان هم نیست. به حیف و میل و بی تدبیری عادت کردن.  الان معلوم میشه چرا به توتال فرانسوی اینقدر امتیاز و پروبال دادن!! 

ترامپ تا همین لحظه یک قدم خلاف منافع ملیش برنداشته! به قول سپیدار: مَثل اونیه که رفت مغازه میوه فروشی هی موز بر میداشت و میخورد! مغازه دار اعتراض کرد! گفتن ولش کن دیوونه است!  گفت آخه این چه دیوونه ایه که فقط موز میخوره؟! چرا پیاز نمیخوره!!! آمریکاییها خیلی خوب دارن امتیاز میگیرن و ابدا ابدا ابدا اروپاییها آمریکا رو رها نمیکنن بچسبن به ایران! چون  در دنیای امروز ، منافع مشترک هست که تعیین میکنه شما کجا و چطور بازی بکنید! نمونه همین روسیه! 

یه غرب پرست ، ذاتا غرب پرسته! آمریکا بزنه تو سرش، دست گدایی به سمت اروپا دراز میکنه! تازه خوشحالن که ما باعث شدیم بین آمریکا و اروپا جدایی بیفته! یعنی یه آدم اینقدر تجربه ناپذیر و احمق؟!  ولله من نمیدونم اینا تو دانشگاه چیزی یاد نگرفتن ، از زندگی هم تجربه ای بدست نیاوردن؟ هرکدوم چند سالشونه؟ اینقدر نپخته و نافهم آخه؟ این نپختگی نیست، وطن فروشیه.. چطور کسی نمیبینه؟!

اردیبهشت نوشتم ایران، ونزوئلا نمیشه اما خطر لیبی شدن وجود داره.این متن: " اندر حکایت سیاستمدار ساده لوح و تاریخ ندان و خطر "لیبی شدن"! این راهی که میریم قطعا تهش از دست دادن قدرت دفاعی و حمله دشمنه، زمانیکه دیگه نیرو و سلاحی برای دفاع نداریم! دوستان و اساتید همون موقع گفتن نع! کار به اونجاها نمیکشه و با خوش خیالی فکر کردن بحث یه دعوای جناحی سر رای آورن زید یا عمره! الان میگن اون متنی که اون وقت نوشتی چقدر تحلیلت درست بوده! حالا دیگه؟! 

از این به بعد چی میشه؟! 

نجربه ثابت کرده روحانی زیر بار مسئولیت  هیچ کدوم از حرفها و وعده ها و کارهاش نمیره.  وعده صد روزه گشایش اقتصادی رو گفت: مگه کسی دیوونه باشه بده! من نگفتم! پلمپ و تعلیق هسته ای زمان اصلاحات رو گفت ما تعلیق نکردیم! اون تعلیق نبود، انشالله گربه بود! الان هم به ترامپ میگه :"واقعا شرم آور است که استدلال یک دولت این باشد که با هرکاری که دولتِ قبل انجام داده مخالفت کند!!!"  

 ما هیچ، ما نگاه... 

 باز دستِ گدایی به سمت اروپا دراز میکنه. اروپاییها هم رسما اعلام کردن به دنبال برجام 2  برای محدود کردن توان موشکی و قدرت نظامی ایران هستن. زمزمه ی برجام 2 و 3 و 4 از همون 4 سال پیش هم بود که رهبر واکنش نشون دادن و گفتن هیچ مذاکره دیگری در کار نخواد بود! اگر همینطور روحانی رو بازی کنه با کمک نوچه هاو تیم رسانه ای  غربگرا و جوجه های توئیتریش  مثل قضیه هسته ای اول میگه : هم موشک داشته باشیم و هم چرخ معیشت و کارخونه ها بچرخه! و کیه که ندونه منظور ایشون از چرخیدن هر دو ، نچرخیدن هر دوست! 

احتمالا  لشگر جوجه های توئیتریش اول میگن ما ارتش داریم، سپاه نمیخواهیم! مثل همون که میگفتن نفت داریم، انرژی هسته ای نمیخوایم! (تحرکات خیلی وقته شروع شده و الان به مرحله هشتگ زنی رسیده! تا این مطالبه در عموم مردم شکل بگیره.. تا از انرژی هسته ای حق مسلم ماست برسیم به همچین روزی و کسی آخ نگه! )  بعد همین روندِ تحریم بانکی سپاه ادامه پیدا میکنه، دولت هم که به گفته جهانگیری فعالیت های عمرانی و اقتصادی سپاه رو محدود کرده و ازش گرفته. غربی ها هم عملا مثل یه گروه تروریستی باهاش معامله میکنن. روحانی تا انحلال سپاه میره جلو.. و کیه که ندونه سپاه  اگر نباشه حتی یک ثانیه هم "جمهوری اسلامی ایران" وجود نخواهد داشت.. سپاه ؛ کشور ، انقلاب، اسلام ، امنیت، استقلال و خزر تا خلیج فارس ایران رو بیمه کرده..  یک لحظه به عقب و حمله تروریستی داعش در بهارستان تهران برگردید.. کی  قضیه رو یکروزه جمع کرد؟ کی داعش رو بیرون مرزها زمین گیر کرده؟ به عقب تر نگاه کنیم.. دهه شصت رو به خاطر بیاریم.. چه کسی 8 سال با لشگر تا بنِ دندان مسلح صدام و متحدینش جنگید؟!.. 

حقیقتا ما را چه شده؟! حافظه تاریخی و عقلمان را ازدست دادیم؟! 

خود ما مردم باید کاری بکنیم.. وگرنه در همدان و کرمانشاه نع، درکوچه ها و خیابونهای شهرمون باید با آمریکا و سگِ دست آموزش: داعش و همون قوم زامبی 88  بجنگیم. به خدا اگر اون روز برسه #من_هم_سپاهی_ام..

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

یکی زِ خیلِ شهیدانِ گوشه ی چمنش/ سلام ما برساند به صبح پیرهنش

کسی که بوی هو العشق میدهد نفسش/ کسی که عطرِ هو الله میدهد دهنش

کسی که بین من و عشق هیچ حائل نیست/ کسی که نسبت خونیست بین عشق و من اش

به غیرِ زخم کسی در رکاب او ندوید / و گریه های خدا مانده بود و عطرِ تنش

فرشته گفت ببینید این چه آینه ای ست/ چقدر بوی هو النور میدهد سخنش

فرشته گفت ببینید، عرشیان دیدند/ سری جدا شده لبخند میزند بدنش

یکی زِ گوشه نشینانِ زخمِ روشنِ او/ سلامِ ما برساند به شام پیرهنش...

شعر از استاد علیرضا قزوه است. یک جایی وسط های کتاب" منِ او" نوشته رضا امیرخانی، درویش مصطفی به علی میگوید: "سیبی که برسد حکما خودش می افتد. یا بادی می اندازدش، یا کسی درخت را تکان میدهد، یا... این ها اصل نیستند. اصل سیبِ رسیده استکه حکما خودش می افتد... پدرِ تو هم حکمِ همان سیبِ رسیده را داشت. سیبِ کال است که به ضرب و زورِ حکیم و مرض و ناخوشی و زیرِ اتول رفتن، باید چیدش. میپرسی انگشتش چه؟ معمول، سیبی که می افتد روی زمین زخمی میشود دیگر! البت حکما اگر سالم میماند بهتر بود، ولی خریدار سخت طالب بوده، همینجوری زخمی هم خریده. پدرت متاعی بودها.. یا علی مددی!

من از آن روز به بعد سیب نمیخوردم. سیب که میدیدم حالم به هم میخورد!"

فکر میکنم این بهترین توضیحِ دلیلِ شهادت پدر برای یک کودک بوده باشد.. عمیق، پرمغز،ساده.. ساده ها سطحی نیستند! هرچند درویش مصطفی درباره ی ردِ یک ترکشِ گذشته از قلب چیزی نمیگوید.. امروز سالروز شمسی رسیدنش بود.. سیبِ سرخ مان را میگویم.

حوصله شرح غصه نیست.. ولی پایکوبی سنندجی ها در شب استقلالِ کردستان عراق اگر نگویم مرا در بهت و غم فروبرد و به مرز تنفر از دنیا رساند گزاف نگفته ام.. تحمل اینهمه رنج و سختی برای چه؟! من بیش از آنکه عاشق پدرم باشم، عاشق پاسدار بودنش بودم.. سپاه نه تنها خاک وطن، استقلال، ایران و انقلاب اسلامی و خلیج فارس اش، بلکه اسلام را هم بیمه کرده است... مبارک باد بر مام وطن داشتن چنین فرزندانی... 

پ ن: خیلی از بچه ها التماس دعا داشتن و میپرسیدن پس کی ختم قرآن برای بابا میگیریم. فکر کردم ختم قرآن ممکنه بقیه رو به زحمت بندازه، و تو رودربایسی مجبور به انتخاب بشن. علی ایحال برای هدیه شهادت :تلاوت "سوره حمد و یاسین"خوبه. ضمن اینکه قرائت یاسین برای هر امری و برای هر قرائت کننده ای دارای خیر و برکت و گشایشه .. ان شاالله.

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

صدقه ی کتاب!

اگر ازسبکسری ها و رواج خرافات وبدعتها درعزاداری ها متاسفیم،راهی جز ارتقا فرهنگی و عمق بخشیدن به شعورحسینیِ خودمان و هم وطنانمان داریم؟! تا روزی مردم کتاب خواندن را به جای طبل زدن و قمه زنی وتماشایش انتخاب کنند!

پ ن: عکس از صفحه کتابی که از میزِ کتابفروشیِ توی هیئت خریدم. خدائیش دمشون گرم. کتابا عالی/تخفیف30% :)

 :(با عصبانیت و تعجب) هیئت هم میری با کیسه کتاب برمیگردی؟ 

_: خودشون کتاب میفروختن! به من چه؟! 

:(با تِم بدجنسی و ابروهای بالا انداخته) حالا خودت میدونی! ولی توصیه شده تاسوعا و عاشورا خریدو فروشی نباشه! چیزی برا خونه نخرید! روز عزاست! 

_ خب اینا رو اگر آدم بخونه، از وقوع روز عزاهای مضاعف و مستقبل جلوگیری میکنه! کتاب خوندن مثل نماز خوندن واجبه! ببین آقا چی گفته؟! 

: (به سیمِ آخر زده و رُک) من راضی نیستم! میفهمی؟! بشین سر درس و مشقت! پیر کردی منو! چشمام تار شده. ( دستش را روی قلبش میگذارد) قلبم تیر میکشه. اصلا از دور نوشته های توی تلویزیون رو نمیتونم بخونم. وای نفسم.. وای چرا تو هنوز همین صفحه ای؟! دو روزه فصل 9 هستی!! ..آخ کمرم.. وای سرم گیج میره.. (در مقابل خونسردی و خنثی بودنِ چهره ی مخاطب، میتینگ می آید!) دیگه برات عادی شده این چیزا.. سنگ شده قلبت!.. مریض دست و پا هم بزنه، هیچیت نمیشه!

_چطور نوشته های توی تلویزیون رو نمیتونی بخونی ولی شماره صفحه کتاب روی میز رو از اون فاصله میبینی؟! چرا اینقدر فیلمی شما؟! 

: ..... (دامن کشان و غر زنان دور میشود)! 

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

سپنج نوشته: الان روحانی میاد میگه من که اصلا نمیشناختمش،به من گفتن بهش مدال بدید منم دادم!!

میگم  وِژدانن حالا سکه ها رو پس نمیدن این قهرمانان دیپلماسیِ جاسوس و ملوس؟!

وقتی برای اینکه از رهبر عقب نمونی، بی فکر، با عجله و بدو بدو  میری مدال میچسبونی به سینه ی جاسوس مملکتت! سکه طلا خیرات میکنی از جیب مردم و بیت المال! تا علاوه بر دلجویی از آمریکاییها یه خودی هم نشون بدی ، نتیجه میشه این!

هیچکس با وطن فروشی و کاسه گدایی دست گرفتن جلو دشمنش ، عزیز و قهرمان نشده! قهرمان های دیپلماسیت دارن یکی یکی جاسوس از آب در میان جناب پرزیدنت و تو هنوز خوابی.. برجام به گل نشسته، تو خوابی..  تیم مذاکره کننده حتی از لغات انگلیسی استفاده شده در متن برجام بی خبرند و وندی شرمن مسخرشون میکنه! و تو هنوز خوابی..  رآکتور اراک و نطنز و هسته ای رو دادی رفت و نابود شد، خودت رو زدی به خواب..  آمریکاییها به وعده های نسیه ای که بهت داده بودن عمل نکردن، تو گِلِ برجام موندی، گفتی مقصر نمایش شهرک زیرزمینی و موشکهای سپاهه! 

هیچوقت نتونستی یا نخواستی چشمات رو باز کنی.. صدای دیگران رو بشنوی.. فقط به منتقدین فحاشی کردی.. دروغ گفتی.. لوله کردی.. با تطمیع و نرسوندن برگه تعرفه رای و ارعاب و رقیب هراسی رای آوردی.. "من نگفتم"  از دهنت نیافتاد! .. حالا به قول خودت چطوری آب و صابون بیاریم روت رو بشوری؟! 

اگر وندی شرمن و همه ی سیاستمدارای آمریکا  و مردم دنیا با دیدن این عکس بهمون بخندن! و ایرانیها رو سبک مغز و احمق بدونن که به جاسوس تیم مذاکره کننده خودشون با خوش خیالی مدال و سکه هدیه میدن نباید ناراحت بشیم! خود کرده را تدبیر چیست؟! 

شاعر میفرماد:

دو سه مثقال خریّت، زِ خران  چیزی نیست!/ آدمی هست که الحق ، دو سه خروار ، خر است! 

پ ن1: اگر چند سال بعد مدارک جاسوسی  دارو دسته نیویورکی ها و بالا دستی هاشون: همین عالیجنابان، محرز بشه ، باید چه کسی رو سرزنش کنیم؟! غیر از اینه که بیش از سه دهه است که مردم نمیگذارن "جمهوری گل محمدی" به دست مسئولین بی کفایت سرنگون بشه؟!!

بعضی وقت ها با خودم فکر میکنم این حضراتِ کاخ نشین برای این انقلاب حتی یک سیلی نخوردن! چرا باید آینده این کشور براشون مهم باشه؟  چرا باید دقت کنن؟ کار کنن؟ حواسشون جمع باشه؟ چرا باید مقاومت کنن؟ فکر کنن؟ خون دل بخورن؟ مگه تو حفظ استقلال و آزادی این مملکت و وجب به وجبش ، رنجی کشیدن؟ زخمی؟ عزیزی از دست دادن؟  همه دو تابعیتی، خونه زندگی اینجا و اونجا، هر اتفاقی هم به خاطر حماقتشون برامون بیفته باز ماییم که باید با یه لا پیرهن و کتونی و دستِ خالی تو میدون مین بدویم.. اینا میزارن میرن.. 

پ ن2: قصه و تاریخچه ی این آقای جاسوس هم یک قصه ی پر غصه است! انسان از اینهمه گاف امنیتی و حماقت، تعجب که نع میخواد بمیره! 

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

کشتیِ نجات...

"جبر و اختیار" ِ انسان را هیچوقت نفهمیدم.. 15 سال برای فهمیدنش کتاب خواندم، هر کتابی.. سوال کردم، از هر استادی.. تا بالاخره در داستان واره های زندگی استاد علی صفایی یکی از شاگردانش این سوال را ناخودآگاه از او میپرسد، همینقدر نابهنگام و بی مقدمه و خارج از کلاس درس و بحث! جوابِ یک جمله ای میدهد استاد"عین صاد". میگوید: جبر و اختیار یعنی "مجبوری انتخاب کنی!" بعد هم بی توقف میرود و سیر خاطرات دنبال میشود. 15 سال باید به دنبال سوالت دویده باشی تا شیرینی جواب هوش از سرت ببرد.. جواب این است: "مجبوری انتخاب کنی". باید بین دو امر "حق و باطل" یکی را انتخاب کنی. راه سومی نیست. نمیتوانی بگویی نمیخواهم، دوست ندارم، وقت ندارم، نه این و نه آن.. 
باید انتخاب کنی. ترسناک و زیباست. در هر لحظه و هر مکان میتوانی با یک "انتخابِ درست" همه ی اشتباهات قبلت را از بین ببری و با یک "انتخابِ اشتباه" تمام مجاهدت ها و تلاشها و عبادت هایت را بی اثر کنی.. 
انتخاب از این بیشتر؟ فرصت از این بیشتر و شیرین تر؟ از همین لحظه میتوانی انتخاب کنی و بیخیال گذشته ی افتضاخت، الی الابد سعادتمند و روسفید باشی. از همین لحظه میتوانی انتخاب کنی و تمام پل های پشت سرت را خراب کنی و در قعر جهنم بیتوته کنی.. 
میتوانی انتخاب کنی با امام بودن را، بی خیال اینکه فرمانده ی سپاه دشمن هستی، "حر"! 
میتوانی انتخاب کنی گندم ری را، بی خیالِ حسین، "عمرسعد"!
میتوانی انتخاب کنی حسین را ، بی خیال اینکه ده سال داری، "عبدالله"!
میتوانی انتخاب کنی کیسه های زر را ، بی خیال اینکه قاضی القضاتِ کوفه ای، "شریح"!
میتوانی انتخاب کنی با امام بودن را ، بی خیال اینکه یک عمر عثمانی بودی، "زهیر"!
میتوانی انتخاب کنی غنائم و گوشواره های کودکانِ حسین را، بی خیال نامه ی دعوت از حسین و بیعت با مسلم، "شیعیان کوفه"!
میتوانی انتخاب کنی با امام بودن را ، بی خیال اینکه مسیحی بودی، "وهب"! 
میتوانی بنشینی در خانه ات، و بی خیال 18 هزار دعوت نامه و بیعتی که تو برای حسین فرستادی بشوی،"سلیمان بن صرد"!
میتوانی جانبازِ جنگ صفین باشی و بشوی قاتلِ حسین، "شمر"! 
میتوانی "حبیب" باشی و کهولت سن را بهانه نکنی و خودت را به امامت برسانی!
میتوانی بعد از 4 ساعت جنگیدن و سه روزتحمل عطش، افسارِ اسبت را بگیری و دقیقا ظهر عاشورا امامت را تنها بگذاری و بگویی اسبم برای تو ، میخواهم زنده بمانم! و الی الابد نمادِ ترس و بی وفایی در تاریخ باقی بمانی، "ضحاک بن عبدلله"!
میتوانی چشم در چشم فرات، به یاد لبان تشنه ی حسین از آبش ننوشی و با مشکِ پاره شده و چشمان تیر خورده و بدون دست، نمادِ وفاداری و عشق و شجاعت در دنیا و آخرت، زمین و آسمان باشی، "عباس".. 
میتوانید انتخاب کنید با امام بودن را، «سعد» و «اَبوُالحُتُوف»! ؛ بی خیال اینکه یک عمر خوارجی بودید و حتی در نهروان در مقابل پدرش علی شمشیر کشیدید، و حتی تا الان و ظهرِ عاشورا در سپاه یزید هستید، این صدای "هل من ناصر" حسین است و این صدای ناله و العطش زنان و کودکان بی دفاع حرمِ اوست.. میتوانی با شمشیر بر او بتازی. یا برگردی و از او دفاع کنی.. 
دل سعد و ابوالحتوف، صرفا با ندای امام و زاری اهل بیتش لرزید و «مظلومیت» حسین (ع) آنها را منقلب کرد. این دو برادر در آخرین ساعاتِ روز کربلا به امام حسین(ع) پیوسته و با یزیدیان جنگیدند تا هر دو به شهادت رسیدند.
فرمود: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. هر روز عاشورا و هر زمین کربلاست. و تو هر بار فرصت انتخاب کردن و جبران گذشته یا از بین بردنش را داری! فرصتِ انتخابِ درست به برکت وجود حسین (ع) به هر یک از ما در هر روز و هر زمان و هر مکان داده شده.. و ما مجبوریم انتخاب کنیم. 
گفتم انتخابِ درست؟ بله. کافیست دست و قلبت را به حسین بدهی. فقط همین. حسین به "آنچه بودی و داری، گذشته و ژنِ" تو نگاه نمیکند!
  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

هر بار خواستم بگویم "دوستت دارم" گفتم "حالت چطوره" 

و من خیلی "حالت چطوره"...

پ ن:کزهر زبان که میشنوی نامکرر است!

 ایرانیزه اش: رفتم به او بگویم "من عاشقت شدم را"/ لرزیدم از نگاهش، گفتم "عجب هوایی"..

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

وداع...

فرشته این بار خسته شد از بس که پدر را تکه تکه برده بود...


بیس

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

برای مستند بی نظیرِ "خبرنگار جنگ" از شبکه افق.

"سمیرا واقی" خبرنگار زنی اهل کشور الجزایر است که برای شبکه الجزیره از صفوف مقدم نبردهای مختلف خبر تهیه میکند. سمیرا در جنگهای شمال آفریقا حضور داشته و شرط او برای تهیه خبر حضور در صفوف مقدم و میدان جنگ در هر کشوریست. حجاب دارد. با یک دوربین که روی روسری اش بسته و یک دوربین  و میکروفون که در دست دارد . 

سمیرا لحظه به لحظه ی نبرد موصل با داعش را گزارش میکند . با همان حجاب و صورت و گونه هایی که از شدت آفتاب، سرخ شده . با رزمنده ها میدود. پشت تانک و نفربر پناه میگیرد. موجِ انفجار اتومبیل انتحاری داعشی ها به زمین می اندازدش. پرتاب شدنش و شناور بودنش بین زمین و آسمان را به برکت دوربین روی سر و جلوی پیشانی اش با تمام وجود لمس میکنیم... انگار کن با سمیرا ما هم به خاک می افتیم.. میدویم.. شجاعت او حیرت انگیز است.. حتی برای رزمنده های در میدان.. 

سمیرا از سادات علوی است. میگوید  دلبستگی من به عراق به دلیل "حسین علیه السلام" است. از پاسخ به اینکه سنی است یا شیعه؟ طفره میرود. میگوید من حسین را دوست دارم و او از اجداد من است و به عنوان یک علوی باید از او و عراق دفاع کنم و اینجا باشم.. 

خوب که با سمیرا هم قدم میشوید، از مهلکه نبرد و تله های انفجاری داعش جان سالم به در میبرید، حتی تر ناب ترین تصاویر از خطوط مقدم جنگ را  از دریچه نگاه و دوربین او میبینید، نا گهان با انفجار ماشین انتحاری سمیرا از ناحیه سر مجروح میشود.. قهرمان شما به خاک می افتد.. مستند تلخ و نفس گیر میشود.. 

حالا رزمنده ها هستند که زیر برانکارد او را گرفته اند و با هلی کوپتر به بیمارستان میرسانند.. بالاخره سمیرا زنده میماند.. چقدر آن رزمنده ای که پارچه سبز تبرکی را به سمیرایِ مجروحِ روی تخت میدهد شبیه همان عکس سید حسن نصرالله خودمان است که لباس و اورکت نظامی پوشیده! 

سمیرا گفته بود از مرگ نمیترسم و قبل از هربار به جبهه رفتن باید ترس را زمین بگذارم.. گفته بود عاشق شهادتم و دوست دارم در جبهه حق باشم و نصرت و پیروزی حق را با چشمهایم ببینم.. دولت عراق شرایط حضور خانواده ی سمیرا از الجزایر به عراق را فراهم میکند.. سمیرا با سرو بدنی مجروح دستشان را میبوسد.. 

شبکه الجزیره ، پس از مجروح شدنِ سمیرا، او را اخراج میکند. سمیرا در عراق میماند و خبرنگارِ نیروهای مردمی و رزمندگان عراقی باقی میماند.. دیدن این مستند 30 دقیقه ای ِ زیبا را از دست ندهید.

http://ofoghtv.ir/program?progNo=19501&episodeId=24203

  • دکتر یونس
  • ۰
  • ۰

پرسشِ مهر!

کمال لطفی نوشته: ‏واقعا حسن روحانی با آن سابقه درخشان در فحاشی به صغیر و کبیر چگونه رویش شده که سوال مهر امسال را بگذارد: چگونه اخلاق و ادب را تمرین کنیم؟!

پاسخ من به پرزیدنت: "با مثلِ تو نبودن"!

  • دکتر یونس