بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

بیمارستان دریایی

گاه نوشت های یک پزشک

پیوندها
  • ۱
  • ۰

آیا مجلس باز هم شرافتش را به شامِ دولتی فروخت؟! داریم به کجا میریم؟ فاین تذهبون؟ از مجلسی که روزگاری مدرس (+) و شهید دیالمه و شهید آیت و شهید مهدی شاه آبادی (+) رو به خودش دیده به کجا رسیدیم؟ مجلس لابیجانی؟! (+)
درباره مجلس و نمایندگانش قبلا نوشتم. صرفا مینویسم تا امروز رو یادم بمونه که میل به قدرت و حفظ اش باعث میشه آدمیزاد هرکاری بکنه.. امام علی (ع) میفرماید: «آخِرُ ما یخْرُجُ مِنْ قُلُوبِ الصِّدِّیقینَ حُبُّ الْجاه آخرین چیزی که از محبت دنیا از قلب مومنان راستین خارج میشود، حب ریاست و جاه طلبی (شهوتِ قدرت) است.. 

من واقعا درک نمیکنم که وزیر بودن اینقدر مهمه؟ که آخرت و آبرو و دین و صداقتت رو فدا کنی؟ که دروغ بگی؟ 1000 میلیارد ثروت داری، به هر نماینده 100 میلیون رشوه دادی، برای قضات مبارزه با زمین خواری آپارتمان میخری بعد میگی تو حسابم 4 میلیون پول دارم؟!! جلوی 80 میلیون ایرانی دروغ میگی! از خدا نمیترسی؟ واقعا ارزشش رو داره؟ این آقایون اگر همین الان از تمام سمت های دولتیشون معاف یا اخراج بشن، اونقدر شرکت خصوصی و سهام کارخونه و زمین و ... دارند که تا 7 نسل بعدشون هم پول داره! دیگه چرا اینقدر برای حفظ این ریاست که آتش به آخرتتون زده تلاش میکنید؟! 

ازون طرف نماینده های مجلسی که فصل انتخابات در سمنو پزان تا ختنه سورانِ حوزه های انتخابیه شون شرکت میکنن و برای دو تا رای بیشتر فقط کم مونده لباسای شسته از روی بند مردم رو جمع کنن چطور یکهو اینقدر هار و زبون نفهم میشن؟! مگه سوگند نخوردن که نماینده مردمشون باشن؟! خب کو؟ یعنی یه صندلی اینقدر میتونه آدم ها رو تغییر بده؟ که 100 میلیون بگیری و چشمت رو بر گنده کاریهای فلان وزیر ببندی؟ که بری شب شامِ نوبخت رو بخوری، صبح رایت تغییر بکنه؟ مرد نیستید شماها؟ دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید؟ اینقدر حقیرید که میشه رایتون رو خرید؟ بعد میگیم چطور مردم کوفه، 18000 نامه نوشتن برای امام حسین ولی با ابن زیاد توافق کردن و هانی و مسلم رو کشتن و بعد به جنگ امام حسین رفتن! یا بزرگانِ قبایل کوفه چطور با ابن زیاد و عمر سعد توافق کردن پول بگیرن و بی خیال حسین بن علی بشن؟ باز رقم اونا چرب تر از شما بود..  

بعد از دیدن پخش زنده ی جلسه رای اعتماد به آخوندی از سردرد هلاک شدم. مامان هم را به را میگفت آخه این از خدا بیخبرایِ بی دین اصلا نگاه کردن دارن؟ ولشون کن.. به خیالش داره دلداری میده.. به مامان میگم: این نماینده ها که از فضا نیومدن همین مردم انتخابشون کردن و بهشون رای دادن! نمایندگان مجلس عصاره فضائل و خصائص همین ملت هستند! اونها هم صرفا یک مسلمانِ شناسنامه ای هستند و در حقیقت نه ایمان دارند و نه خوف از معاد، نه سیری پذیری ونه ذره ای حُریّت و آزادگی. دروغگو،بد عهد، حقه باز، بدور از وقار و شرافت و مردانگی..  خدا به امام و رهبرِ این جامعه رحم کند..
امروز هرچقدر در مجلسِ "وکیل الدوله ها" تلخ و زشت و زننده بود اما یه وجه جالب هم برای من داشت. با یه شهید آشنا شدم که از قضا اسمش "احمد وکیلی ناطق" هست.
ولی فرق بین این احمد وکیلی با اون وکیل الدوله ها هزار راه از زمین تا آسمون هست. میخوام با رفیق جدیدم آشناتون کنم.

احمد متولد 1340 هست.(یعنی از همون سرباز هایی که امام موقع تبعیدش به اون افسر گفت تو گهواره هستند!) دو تا دیگه از برادرای احمد؛ محمود و هادی هم شهید شدن.  فتبارک الله احسن الخالقین.. بابایِ این سه تا پسرِ بهشتی یه طلبه است. ساکن قم. قدیما همه چیزش فرق داشت. بچه های طلبه ها، رزمنده میشدن. شهید میشدن. عاقبت به خیر میشدن. الان گویا برادرانِ انگلیسی و آمریکایی خیلی زحمت میکشن، را به را ژنِ خوب تولید میشه از این فرزندان آخوندها و دیگه نه به خودشون اعتباری هست و نه به آقازادگانشون.. مثلا همین جناب آخوندی و لاریجانی، آخوند زاده هستند!

کجا بودیم؟ ها.. احمد رشته اش انسانی بوده و پسر دبیرستانی بوده که میره و عضو سپاه میشه.. حتی یه دوره ای محافظ امام هم میشه.. بعد اعزام میشه کردستان. در قائله پاوه و سنندج حضور داشته. تا حوالی همین وقتا در سال 1358 که منافقین در سنندج اسیرش میکنن. ازین جا به بعد رو خوب گوش بدید.

75 روز اسیر دستِ وحشی ترین و سنگدل ترین و روسیاه ترین آدمهای روی زمین یعنی منافقین بوده. "هفتاد و پنج روز". اگر میخواهید بدونید منافقین با اسراشون چکار میکنن کتاب "حکایت زمستان" رو بخونید. (نمیدونم میتونید تحمل کنید یا نع. شاید خیلی به هم بریزید.)
اونها اول از همه به پاهای احمد نعل میکوبن.. با مته استخوان پاهاش رو سوراخ میکنن و نعل میزنن. و مجبور میکنن تا با همون وضعیت براشون هیزم و چوب جمع کنه.. ولی احمد هیچ رقمه کوتاه نمیاد و زیر شکنجه حرف نمیزنه.حتی به دوستاش قوت قلب میداده که تحمل کنن. براشون سوره عصر رو میخونده و میگفته به دشمن اطلاعات ندید.. بعد دو تا دستاش رو از بازو قطع میکنن.. میبرنش بیمارستان تا از شدت خونریزی نمیره.. باز شکنجه ها شروع میشه. اسمش رو میگذارن مرگِ تدریجی.. پوستش رو با برق یا حرارت میسوزونن و بعد روی زخمهاش نمک میریزن.. نها یتا در 4 اردیبهشت 1359 بدنش رو مثله میکنن. حتی جگرش رو تکه تکه میکنن و همسلولیهاش رو مجبور میکنن که از تکه های جگر احمد بخورن و خودشون هم شهادت احمد رو با خوردن قطعه های جگر یک پاسدار جشن میگیرن! 

باورتون نمیشه نع؟! جالب اینکه بعد از 37 سال جای جلاد و شهید عوض شد و مریم رجوی رنگ کت دامن و روسریش رو سال 88 با سبزک ها و سال 92 و 96 با بنفشها ست کرد و مدعی خونِ اعدامیهای سال 67 این فرقه شد! جالب اینکه مردم هم احمد ها و 17 هزار شهید ترور رو فراموش کردن و کاندیدای مورد حمایت همین فرقه امسال به ریاست جمهوری رسید.. اما شاید جالب تر از همه وصیت نامه ای هست که احمد 2 روز قبل از درگیری و اسارتش نوشته: امیدوارم که ناراحت برای من نباشید, چون‌که من راه و هدف خود را انتخاب کرده‌ام, که اگر خدا قبول کند آن راه را تا آخرین قطره خون خود ادامه خواهم داد و به هیچ فرد بیگانه و ضدانقلابی تا اندازه توانم اجازه نخواهم داد که حتی به یک وجب از خاک ما تجاوز کنند. به پدر و مادر ارجمندم می‌گویم, به بچه‌ها بگویید که راه حسین (ع) و راه حق را ادامه دهند و فقط گوش‌به‌فرمان امام خمینی باشند. 
توانش به اندازه ی یک بدنِ مثله شده و دو بازوی بریده و جگر قطعه قطعه بود.. توانِ شما چقدره؟!
راستی چرا پس از 37 سال قصه ی احمد را در هیچ فیلم و سریال و کتابی ندیده ایم؟! عجیب نیست؟ قصه ی حیرت انگیز قهرمانِ مظلوم ما در دلِ تاریخ گم شد. 
خوش به سعادت احمد.. این روزها رو چه کسی برای انقلابی که با این زحمت و جانفشانی بدست اومده تصور میکرد؟.. وکیل الدوله ها و غارتگران بیت المال فردای قیامت چه جوابی برای احمد ها دارن؟ چطور توی همین دنیا یکی احمد وکیلی مطلق میشه، یکی علی لاریجانی، یکی عباس آخوندی؟  اینقدر به این سوالا فکر کردم، سرم داره منفجر میشه. فقط اینو فهمیدم که دنیایِ شما نمایندگان مجلس و امثال لاریجانی و عباس آخوندی، از استخوانِ خوک در دهانِ سگِ جزامی پست تره.. 
گنده نامی، گند نامی، گم نامی.. خوشا گمنامان...

عنوان از کتاب قیدار/رضا امیرخوانی

  • ۹۶/۱۲/۲۳
  • دکتر یونس

نظرات (۹)

  • آب‌گینه موسوی
  • دارم رهشِ امیرخانی را می‌خوانم! 
    آقا جان! کوتاه بنویس! به مای مخاطبِ بیچاره رحم کن!
    پاسخ:
    خب من از همین الان منتظرم تا نقدت بر این کتاب را بخوانم. از آن چکش کاریهایِ پر و پیمان ها.. دوست دارم از زاویه ی دید یک ادبیاتی قهار هم کتاب را ببینم.. بیا کیبورد رو از جلوی دستم بردار:) 
  • آب‌گینه موسوی
  • راستش من که فکر می‌کنم، استیضاح هم قصّه و تعبیهٔ خودشان است! باورش نکردم اصلاً!
    پاسخ:
    امیر آبادی بنده خدا دیروز اول نطقش گفت نمایندگان اصلاح طلب و امیدی خودشون درخواست و پیشنهاد استیضاح رو دادن و حتی قرار بوده بیان و صحبت هم بکنن. (اما دیشب شام و صبح پیامک،) همه کشیدن کنار و ما رو مثل کیان ایرانی از اسب پیاده کردن و به میدان فرستادن. گفت امروز مجلس استیضاح (بی اعتبار) شد! بامزه قاضی پور از اون طرف داد میزد من هستم.. که گفت بله مگر لشگر آقای قاضی پور به کمک بیاد.. در کل به نظرم بازی کاملا حساب شده بود و نتیجه اش: مجلس بی اعتبار شد/ نمکی بر زخم و داغ جگرِ خانواده های داغدار/ پالس ناکار آمدی نظام و نارضایتی مردم و ناامیدی از اصلاح وضع موجود و نفرت بیشتر مردم.. 
    اونیکه شطرنج باز بود و به سیاستش مینازید عاقبت تو استخرِ فرح غرق شد! این روکه تو مرکز مطالعات اون بابا تو آبنمک نگهداشته بودن!! عددی نیست.هیچکدومشون عددی نیستن. ومکروا مکرالله.. 
    سلام و نور و رحمت
    راستش من دیروز برنامه استیضاح رو ندیدم ولی از قبل معلوم بود چی میشه.به قول معروف ما رو به خیر این نمایندگان امیدی نیست...
    فقط توی اخبار دیدم آخوندی از حساب خودش و دخترش گفت، واقعا دلم سوخت.می خواید این دم عیدی یه کمپینی راه بندازیم کمی پول برای دخترش جمع کنیم....
    پاسخ:
    سلام و خیر و برکت. وقتی رئیس دولت مثل ریگ روان جلوی مردم نه یکبار که n بار دروغ میگه و میگه من نگفتم. چرا وزیرش دروغ نگه؟! مردم هم مثل اونها.. بعد ناراحتیم که چرا وندی شرمن گفته دروغ و حقه بازی تو ژن ایرانی هاست.. نتیجه تَکرار کردن اینجاها مشخص میشه.. امیدوارم مردم باهوش ایران!! درس بگیرن.. 
    ممنون از اینکه ما رو با این شخصیت خاص اشنا کردید.ولی شکنجه ها وحشتناک بوده.حالم دگرگون شد...

    +امیدوارم کسایی که حق مردم رو میخورند و به مردم ظلم میکنند و خون شهیدان رو نادیده میگیرند،عذابشون از همین دنیا شروع بشه.تا بلکه مایه عبرت بقیه بشن
    پاسخ:
    تمام کارهایی که داعش الان اره میکنه رو منافقین 30 سال پیش انجام میدادن.. انگار مشق کنن از رو دست این وحوش.. هم سلولیهای احمد رو مجبور میکنن تا جگر احمد رو بخورن.. واقعا این قابل فهم نیست.چطور میتونن در جنایت و قساوت اینطور خلاق باشن؟!! به فکر وحشی ترین حیوانات هم اینکار ها خطور نمیکنه. باور کن حتی شیاطین هم نمیتونن اینقدر در گناه کردن ابتکار به خرج بدن.. وبدتر اینکه هم سلولیهای احمد نجات پیدا کردن و بعد روایت کردن که چه اتفاقی در اون 75 روز افتاده.. به نظرت زندگیشون طبیعی میشه؟!! هیچوقت... 
    من که بوقم و خبر از چیزی ندارم. فقط یه سوال: امار میلیارد و میلیونی ک میگی از کجاس؟!
    پاسخ:
    خودش گفت. اخبار ببین بابا جان.به نظرم هر غلطی کردن و میکنن و هر رانتی که ازش استفاده کردن و هر آجری که روی هم گذاشتن. دیگه با دروغگویی اونهم همچو دروغهای مضحکی شعور خودشون رو زیر سوال نبرن. وزیر بهداشت با شجاعت اموال و لیست دارایی هاش رو گفت: گفت  هزار میلیارد ثروت دارم. اونیکی وزیر گفت سیصد میلیارد ثروت دارم. خب دیگه این دلقک رو آدم باهاش چه بکنه؟ میگه 4 میلیون تو حسابم بیشتر ندارم! تو حساب دخترم 600هزارتومن بیشتر نیست!! یکی از نماینده ها گفت برای ساختن ویلاش از میل گردهای مجلس استفاده کرده! جواب نداد. امیر آبادی گفت برای nتا قاضی نامه رسمی زده که بهشون آپارتمان بدن! قاضی هایی بودن که باید برای پرونده های زمین خواری حکم میدادن!! تازه این علنی و نامه اداریه.. یعنی اصلا مخفی هم نبوده.. گفتن و شنیدنش جز اینکه حال آدمو بد کنه چه فایده ای داره. کار درست رو تو میکنی...
    با عرض معذرت. از این دولت و مجلس کثافت میباره. منم سر ناهار داشتم همین چیزا رو واسه اهل خونه تعریف میکردم. بعد اومدم این مطلب رو راجب احمد خوندم جیگر سوخت!
    امیدوارم از این پول ها خیری نبیند. واقعا چه میشه کرد؟؟  
    پاسخ:
    کی از پول حرام خیر دیده که اینا دومیش باشن؟ میدونی چرا گناهِ مدیر و مسئولِ بی خاصیتی که به بیت المال دست درازی میکنه اینقدر سنگینه؟ چون این حکومت اسلامی که ثمره خون 300 هزار شهید و بی شمار جانبازه در اصل متعلق به امامِ زمان (عج الله) هست و اینها دقیقا دارن از امام زمانشون دزدی میکنن! به امامِ زمانشون خیانت میکنن.امامِ حی و حاضر.. به نظرت سزای همچو آدمی چیه؟! 
  • دکتر محیصا
  • این شهید فقط۱۹ سال داشته تمام بدنم لرزید ... 
    پاسخ:
    اتفاقا منم اول از همه سنش رو حساب کردم. یعنی مثلا انتظار داشتم 27_28 سالش باشه و یه چیزی باشه تو مایه های احمد متوسلیان. برام باور نکردنیه یعنی تو 19 سالگی همچین ایمان و شجاعتی داشته.. من به عکساش نگاه کردم. یه عکس دیگه هم هست که ایستاده و اسلحه دستشه.. میدونی همش از صاحب این چشمها میپرسم چطور تونستی اینقدر قوی باشی؟ من نتونستم شکنجه هاش رو کامل بنویسم چون حتی نوشتنش حالم رو بد میکرد.. تا حالا قویترین مردایی که میشناختم عزت شاهی و بابام و حسین علی مردیِ حکایت زمستان و مراد نانکلی و احمد متوسلیان بودن. الان احمد وکیلی بافاصله نفر اوله.. 
    راستی نگفتی خاطرات این شهید عزیزرو از کدوم کتاب خوندی؟

    پاسخ:
    خدا روزی رسونه برای من. شاید باورت نشه، ته یه مجله ی نحیف و داغون ازینا که فرمایشی برای فلان یادواره شهدای فلان جا سرهم میکنن..جوینده یابنده است! 
  • مردی بنام شقایق ...
  • سلام

    حاجی جدی گرفتی قضیه رو

    فساد جزیی از نظام حاکم بر کشوره

    از هم نمیشه جدا کرد دیگه
    پاسخ:
    سلام و رحمه الله. افسرانِ جنگ نرم رو.. فساد هیچوقت جزئی از شجره طیبه نمیشه. هیچوقت. درخت آفت و انگل به خودش میبینه اما فاسد نمیشه حتی جزئیش! نهایتا شاخه ی خشک شده از درخت می افته.. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">